« طب اروپائى تا قرن شانزدهم و هفدهم ميلادى تحت تعليم پزشكان اسلامى ( مخصوصا اطباء ايرانى ) بوده است » . « 1 »
و « بالأخره پس از آنكه كشورهاى اسلامى مورد غضب اروپائيان قرار گرفتند ، تأثير عميق نوشتههايشان بهخصوص درباره معالجات چشم ، باز هم تا قرن هيجدهم ادامه داشت . بسيارى از تجربيات پرارزش و كشفيات و اختراعاتشان ، گرچه از آنها كسى نام نمىبرد ، ولى خواهىنخواهى جزو غير قابل تفكيك علوم پزشكى بينالمللى شدهاند » . « 2 »
همانطور كه بيان شد يكى از عوامل بيدارى و سپس پيشرفتهاى علمى غرب استفاده از كتابهاى بىشمارى بود كه از كشورهاى اسلامى به دست آوردند ، اما چون عموما - بهاستثناى عدهء كمى - قادر به استفاده از آنها ، به دليل عربى يا فارسى بودن زبان آن ، نبودند توجه به امر ترجمه كتب مسلمانان بسيار بالا گرفت و كتابهاى زيادى به زبان لاتين و يا ساير زبانهاى اروپائى ترجمه گرديده و قرنها قبل از كشورهاى مسلمان به چاپ هم رسيد و مورد استفاده دانشدوستان سراسر غرب قرار گرفت ، كه در اينجا ، و بهعنوان نمونه ، به مواردى از آنكه فقط در ارتباط با كتابهاى پزشكى مىباشد اشارهاى مىگردد :
ترجمهء كتاب حاوى
« آثار طبى رازى در رديف مهمترين آثار مكتب پزشكى عرب قرار دارد . در ميان
هامش
( 1 ) - ترجمه قصص و حكايات المرضى ، ص 5 مقدمه .
( 2 ) - فرهنگ اسلام در اروپا ، ج 1 ، ص 190 .