تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى متون طب شيعه در تاريخ پزشكى ( فارسى ) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
همشهريانش مىخورند و با خوردن سير و خردل تب او دوباره شدت مىيافت . پزشك گفت شيطان به مغزش وارد شده است ، و با اين جمله دست برد و يك تيغ سلمانى برداشت و برش صليب‌وار به پوست سر او وارد آورد و پوست را از وسط كشيد تا اينكه استخوان جمجمه نمايان شد . آن‌گاه با نمك استخوان جمجمه را مالش داد و آن زن در همان حال مرد . پس از اين ماجرا ، از آنان پرسيدم آيا به من احتياجى هست ؟ جواب دادند نه ، و من هم پس از اطلاع از هنر طبابت فرانكىها كه تا آن زمان از آن بىاطلاع بودم ، از پادگان فرانكىها بازگشتم » . « 1 » در طى همين جنگ‌هاى صليبى و تماس‌هاى بعدى اروپائيان با مسلمانان بود كه آنان به تدريج متوجه پيشرفت‌هاى فراوان علمى مسلمانان و عقب‌ماندگى خود گشته و به فكر افتادند كه به دانش‌هاى مسلمين دست يابند . ازاين‌رو دسته‌اى كوشش نمودند تا اين علوم را در اندلس ( اسپانياى فعلى ) - كه در تصرف مسلمانان بود و تأليفات و ثمره تحقيقات دانشمندان مسلمان به‌طور مرتب از مشرق‌زمين به آنجا جريان داشت - از خود مسلمانان بياموزند . « در انتقال اصول طب اسلامى به اروپا و اسپانيا و شمال آفريقا چنان‌كه مستحضريد نقش اساسى را دانشمندان طليطله « 2 » ( يا تولدو ) بازى كردند و همان‌جا است كه ژرارد كرمون و ميشل اسكوت نيز در آن كسب علم كردند و اروپائيان مسيحى را از آن فيض رسانيدند » . « 3 » از طرف ديگر سوداگران غربى به كشورهاى مسلمان سرازير گشته و كتاب‌هاى بىشمارى را در زمينه‌هاى مختلف علوم جمع‌آورى كرده و به يغما بردند ، و به همين
هامش
( 1 ) - فرهنگ اسلام در اروپا ، ج 2 ، ص 44 - 45 . ( 2 ) - شهرى است در اسپانيا . ( 3 ) - تاريخ طب اسلامى ، ص 135 .