تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه متون و مقالات در تاريخ و اخلاق پزشكى در اسلام و ايران ( فارسى ) — صفحة 46

مساهمون:

ص٤٦
آن محل داشته باشد جوهر خوانده مىشود ؛ مانند خورشيد و ماه و زمين و آب و اسب و خر و مانند اينها .

الجوهر الرّوحانّى 78 / 5

جوهر روحانى آن است كه داراى طول و عرض و عمق نيست مانند نفس كه قايم به ذات است و پذيراى اضدادى مانند علم و جهل و شادى و غم است .

الجوهر الجسمانّى 78 / 1

جوهر جسمانى آن است كه داراى طول و عرض و عمق باشد و جسم نيز خوانده مىشود ؛ مانند آسمان و زمين و اجسامى كه ميان آنهاست . زيرا ، همهء آنها قايم به ذات و پذيراى اضدادى از قبيل نور و ظلمت ، و حركت و سكون ، و سرما و گرما هستند .

الجوهريّة ( اللّفظة . . . ) 70 / 2

رجوع شود به « الذاتية ( اللفظة . . . ) » .

الحدّ 84 / 8

آن است كه كثير تحت امر واحدى درآورده شود و در آن جمع گردد ؛ مانند « انسان ، زندهء گوياست » . در اينجا ، افراد كثيرى كه نوع انسان آن را در بر مىگيرد در زير حد واحدى جمع شده است .

الحدّ 70 / 15

حد كلامى است كه از عناصر جوهرى و ذاتى چيزى تركيب يافته و به تفصيل دلالت بر ذات آن چيز مىكند ؛ مانند « انسان ، زندهء گوياست » . فرق ميان « حد » و « اسم » اين است كه اسم فقط يك كلمه است ، درحالىكه حد بايد از بيش از يك كلمه تركيب يافته باشد .

حبل الذّراع

117 / 3 رگى است كه در بيرون دماغ ( مغز سر ) قرار دارد و از شعبه‌هاى قيفال است .

الحركة المكانيّة

96 / 18 آن است كه چيزى از مكانى به مكان ديگر منتقل شود . اين حركت از مشهورترين حركات و اصل و مبدأ حركتهاى پنج‌گانهء ديگر است .

الحركات

96 / 10 « 34 » حركات عبارت از دگرگونى است كه در زمان واقع مىشود و داراى هفت نوع است : حركت مكانى ، حركت افزايش ، حركت كاهش ، حركت ديگرگونى ، حركت بودى ، حركت نابودى .
هامش
( 34 ) . حركت در مقولهء اين را « نقله » و حركت در مقولهء كم را « نمو و نقصان » و حركت در مقولهء كيف را « استحاله » گويند . الجوامع فى الفلسفة ، السماع الطبيعى ، ص 73 .