و نوعى ناتى سست است و آن را « توثه » نامند ، و نوعى ديگر گود است كه از آن خون جارى مىگردد .
بوليموس
127 / 5
رجوع شود به « الجوع البقرى » .
البيضة
121 / 8
درد جمجمه است كه مشتمل بر همهء دماغ است .
التّحليل 83 / 12
تحليل مانند « قسمت » اقسامى گوناگون دارد و مهمترين اقسام آن تحليل الحدّ و تحليل بالعكس است .
تحليل الحدّ 83 / 15 « 27 »
آن است كه حد چيزى به اجزاء خود كه از آن تركيب يافته تقسيم شود ؛ مانند « انسان حيوان ناطق است » و « حيوان جسم و حساس و متحرك به اراده است » .
تحليل بالعكس 84 / 3 « 28 »
آن است كه مركّب به بسيط خود كه از آن تركيب يافته تحليل گردد و از آخر آغاز مىشود و به اول بازگشت مىكند ؛ مانند « انسان مركّب از روح و بدن است » ، « بدن مركّب از اعضاى متشابهه است » ، « اعضاى متشابهه مركّب از اخلاط چهارگانه است » .
تدبير المدينة ( علم . . . ) 89 / 14
علم تدبير المدينه علم سياست شهرها ( كشوردارى ) است .
تدبير المنزل ( علم . . . ) 89 / 15
علم تدبير منزل علم سياست مرد است مر خانهء خود را .
التشنج
123 / 6 « 29 »
تشنج و كزاز از تقلّص ( فشرده شدن ) و جذب گرديدن عضو است بهسوى اصل خود و اين يا از
هامش
( 27 ) . تحليل حد آن است كه علمى را كه در جستجوى آن هستى در زير تعريفى واحد درآورى ، سپس آن تعريف را از جنس اعلا به فصول و انواع آن تقسيم كنى . چنانكه جالينوس در كتاب الصناعة الصغيرة پزشكى را براساس تعريف ايروقلس تعريف كرده است . كامل الصناعة ، ج 1 ، ص 11 .
( 28 ) . مانند آنكه انسان را به نظر بياورى و بگويى بدن انسان به اعضاى آلى انحلال مىيابد و اعضاى آلى به اعضاى متشابهة الاجزاء و اجزاء متشابهة الاجزاء به اخلاط و اخلاط به نباتى كه غذاست و نبات به اسطقساتى كه غذا از آن تركيب يافته منحل مىشود . كامل الصناعة ، ج 1 ، ص 10 .
( 29 ) . تشنج دوگونه بود و اين هر دو گونه يا به همهء تن بود يا به بعضى از اندامها ، و يك گونه از خشكى بود و ديگرگونه از ترى . هدايه ، ص 266 .