رازى در كتاب فى محنة الطبيب خود در مورد امتحان جراحان چنين گويد : « نخستين چيزى كه بايد از او بپرسى تشريح و منافع اعضاست و ببينى كه او آگاهى از قياس و فهم و درايتى در شناخت كتب پيشينيان دارد يا نه . اگر از اين موضوعات اطلاع ندارد نيازى نيست كه او را در درمان بيماران آزمايشى كنى ، اما اگر آگاه و مطلع است ، امتحان او را دربارهء بيماران كامل گردان و پس از پذيرفته شدن در اين امر آشنايى او را با داروها بيازماى » « 36 » . و در جاى ديگر تصريح مىكند كه پزشك ماهر و خلاق آن كسى است كه بتواند بيماريهايى را كه معمولا با عمل جراحى درمان مىكنند با دارو درمان سازد . « 37 »
در كتابهاى حسبت اشاره به آزمايش جراحان شده است . از آن جمله ، ابن الاخوة مىگويد :
« جراحان بايد با كتاب جالينوس معروف به قاطاجانس كه دربارهء زخمها و مرهمهاست آشنا باشند و تشريح اعضاى انسان و عضلات و رگها و شريانها و اعصابى را كه در بدن است بشناسند تا هنگام گشودن بدن و بريدن بواسير اجتنابهاى لازم را بكنند و نيز بايد مجهز به يك دست نيشتر باشند كه مشتمل است بر نيشتر سر گرد و مورب و حربهها و تبر پيشانى و اره براى بريدن ، مرهمدان مرهمها و داروى كندر كه خون را بند مىآورد » . « 38 »
گاه اتفاق مىافتاد كه پزشكان را از نظر چابكى و تردستى مىآزمودند ، چنانكه ابن بطلان در ضمن داستانى چنين نقل مىكند : « سپس گفت نيشترهايت را به من نشان بده . من يك دست نيشتر بيرون آوردم . او كمى درنگ كرد و گفت : « مدوّرات و شعرات و مروزيات كجاست ؟ فاس الجبهه و صنارة الصدغ و داروى قاطع خون كجاست ؟ گفتم : من هيچيك از اينها را در اختيار ندارم او گفت :
نرمى انگشتانت را به من بنماى . من دست خود را بيرون آوردم . او گفت : اين انگشتان براى گرفتن رگ به كار نمىآيد ! « 39 » » .
آلات و ابزار جراحى
از مطاوى كتابهاى پزشكى چنين برمىآيد كه پزشكان اسلامى مجهز به وسايل مورد لزوم و آلات و ابزارهاى گوناگون بودهاند . چنانكه ياد خواهد شد برخى از اين ابزار جنبهء عمومى داشته كه هر پزشك مىبايد در اختيار داشته باشد و برخى ديگر اختصاص به كحالان و جرايحيان داشته است .
شيزرى ، دانشمند قرن هفتم ، در كتاب خود مىگويد كه پزشك بايد همهء آلات و ابزار پزشكى را
هامش
( 36 ) . « الرازى و محنة الطبيب » ا . ز . اسكندر ، مجلهء المشرق السنة الرابعة و الخمسون ، ص 517 .
( 37 ) . مأخذ پيشين ، ص 514 .
( 38 ) . معالم القربة فى احكام الحسبة ، محمد بن محمد بن احمد القرشى معروف به ابن الاخوة ، ص 169 .
( 39 ) . دعوة الاطباء ، ابن بطلان ، ص 18 .