محكّ الجرب ابزارى كه با آن بيمارىگرى را خارش مىدادند .
منشار القطع ارهاى كه با آن اعضاى فاسده را مىبريدند .
مهتّ القدح ابزارى كه قداحان و چشمپزشكان به كار مىبردند .
مجرفة الاذن آلتى كه با آن گوش را پاك مىكردند ؛ گوش پاككن .
مبرد السّلع ابزارى كه با آن غدهها را مىشكافتند .
قمادين الجرب مورد استعمال آن روشن نيست .
مخشنة الكتف مورد استعمال آن روشن نيست .
حجال الورك مورد استعمال آن روشن نيست .
مفتاح الرحم پيش از اين تفسير شد .
نوار النساء مورد استعمال آن روشن نيست .
مكمدة الحشاء پيش از اين تفسير شد .
قدح الشّوصة پيش از اين تفسير شد .
درج المكاحل ميلهايى كه قداحان و چشمپزشكان آماده داشتند .
مرهمدان المراهم مرهمهايى كه براى گذاشتن روى زخمها آماده شده بود .
دست المباضع « 41 » نيشترهايى كه براى شكافتن اورام و غدد آماده داشتند .
در مورد لزوم آلات و ابزار خاص جراحى ، زهراوى مىگويد هر اندازه كه اين ابزارها زيادتر براى پزشك باشد عمل او را آسانتر و مرتبهء او را نزد مردم والاتر مىگرداند . هيچيك از آلات و ابزارى كه در اختيار دارى كوچك مشمار و بدانكه مورد نيازت خواهد بود . « 42 »
پزشكنمايان و جراحنمايان
چون پزشكى از حرفههايى است كه با عامهء مردم سروكار دارد گاه اتفاق مىافتد كه پزشكان نادان بيشتر عامهء مردم را جلب مىكردند و در پيشهء خود توفيق بيشترى به دست مىآورند . محمد بن زكرياى رازى در توجيه و توضيح اين موضوع سه رساله نوشته كه عنوانهاى آنها از اين قرار است :
1 . دربارهء غرضهايى كه دل بيشتر مردم را از پزشكان فاضل به پزشكان دونپايه متمايل مىسازد .
2 . در علت آنكه برخى از مردم و عامهء آنان پزشك را هرچند هم كه ماهر باشد رها مىكنند .
هامش
( 41 ) . دعوة الاطباء ، ص 15 .
( 42 ) . التصريف لمن عجز عن التأليف ، زهراوى ، ص 495 . متن عربى اين كتاب همراه با ترجمهء انگليسى آن تحت عنوان زير چاپ شده است :Albucasis on Surgery and Instruments