3 . در علت آنكه پزشكان نادان و عامهء مردم و زنان بيش از پزشكان دانشمند توفيق مىيابند . « 43 »
از اين جهت است كه برخى از نادانان به صورت پزشك ظاهر مىشوند و با حيله و شعبده مردم را مىفريبند . اينگونه پزشكان جا و محل معينى ندارند كه مأخوذ به خطاهاى خود گردند و از همين جهت است كه بهقول جالينوس خود را دورهگرد ( الطوافين ) مىنامند . « 44 » در دورههاى اسلامى ، اين گونه پزشكنمايان كه از آنان تعبير به مشعوذين ( شعبدهگران ) و مشاتين ( فريبكاران ) شده فراوان ديده مىشوند . ابن طيفور در كتاب بغداد داستان يكى از اين مشعوذين و مشاتين را نقل كرده كه بساط خود را در برابر مردم پهن مىكرد و داروهاى گوناگونى را بر آن مىنهاد و خود ايستاده فرياد مىزد : اين داروى سفيدى چشم و پردهء چشم ( غشاوه ) و ناتوانى چشم است . مردم دور او گرد آمده بودند و سخنش را راست مىپنداشتند و با فريبهاى او فريبزده گشته بودند . « 45 »
رازى در پايان گفتار هفتم از كتاب المنصورى دربارهء فريبكارى اينگونه پزشكنمايان ( فى مخاريق المشاتين ) « 46 » و كارهاى نادرست و اعمال ناصواب آنان سخن گفته و مردم را از آنان برحذر داشته است و در كتاب فى محنة الطبيب خود برخى از فريبكارى جراحنمايان را ذكر كرده است . از آن جمله گويد : « حقهبازيهاى اين جراح نمايان فراوان است و اين كتاب جاى آن نيست كه بىباكى و جسارت آنان را ياد كنيم كه چگونه روا مىدارند كه مردم را به رنج و عذاب بكشند . مثلا برخى از آنان ادعا مىنمايند كه مصروعى « 47 » ( كسى كه غش مىكند ) را درمان مىكنند . اينان وسط سر بيمار را صليبوار مىشكافند ؛ سپس ، چيزهايى را كه پيش از آن آماده ساختهاند وانمود مىكنند كه از ميان سر بيمار بيرون آوردهاند » « 48 » .
شيزرى نيز مىگويد : « برخى از آنان استخوانهايى را به همراه خود دارند و با تردستى در زخم بيمار مىگذارند و در حضور مردم آن را بيرون مىآورند و وانمود مىكنند كه با داروهاى قاطع خود آن را بيرون آوردهاند » . « 49 »
حسبت پزشكان و جراحان
شيزرى باب سى و هفتم از كتاب الحسبة خود را تحت عنوان « فى الحسبة على الاطبّاء و الكحّالين و
هامش
( 43 ) . رسالة ابى ريحان فى فهرست كتب الرازى ، ص 10 ؛ ترجمهء فارسى رساله ، ص 51 .
( 44 ) . فى الاسماء الطبية ، جالينوس ، ترجمهء حبيش ، ص 4 .
( 45 ) . بغداد ، ابن طيفور ، ص 54 ، به نقل از تاريخ الطب و الصيدنة عند العرب ، سامى خلف حمارنه ، ص 13 .
( 46 ) . « مخاريق » جمع مخرقه به معنى حيله و نيرنگ و فريب است و « مشاتين » به معنى حقهبازان و نيرنگبازان است . به نقل از متمم فرهنگنامههاى عربى ، آر . دزى( R . Dozy )، ج 20 ، ص 594 .
( 47 ) .ePilePtic( 48 ) . « الرازى و محنة الطبيب » ، مجلهء المشرق ، سال 54 ، ص 488 .
( 49 ) . نهاية الرتبة فى طلب الحسبة ، ص 102 .