بيم آن مىرود كه بيمار از خفگى بميرد و درمان بدانگونه است كه نخست پوست ميان حلق و قصبة الريه شكافته مىشود تا نفس به گردش آيد و پس از آنكه موانع نفسگرفتگى بر طرف شد ، شكاف دوخته مىشود تا به حالت اول برگردد . اين شكافتن بدينگونه صورت مىپذيرد كه سر بيمار به عقب برگردانده و پوست كشيده مىشود و پايين حنجره شكافته مىگردد ، سپس با دو نخ يكى از بالا و ديگرى از پايين كشيده مىشود تا قصبة الريه آشكار گردد » . « 30 » او مىگويد پس از درمان ورم داخلى كه مانع نفس بوده ، شكاف دوخته و بسته مىشود و درزهاى كوچكى هم بايد در آن نگاهداشته شود .
رازى كيفيت عمل سنگ كليه و سنگ مثانه را شرح مىدهد « 31 » و در مورد كسانى كه دچار « حصر البول » هستند ، يعنى به آسانى نمىتوانند ادرار كنند به كار بردن قاثاطير ، كه آن را به عربى مبوله گويند ، پيشنهاد مىنمايد . « 32 »
در پايان ، لازم است ياد شود كه رازى شايد از نخستين كسانى باشد كه اشاره به جراحى پلاستيك كرده است . او كيفيت اين جراحى را در لب و بينى و گوش ، آنگاه كه گوشتى درشت و سخت بر آنها برآمده باشد ، بيان مىكند و نحوهء عمل را بهگونهاى سفارش مىكند كه اين اندامها به صورت و حالت طبيعى درآيد و زشتى ناشى از گوشت زايد بر طرف گردد . « 33 »
امتحان جراحان
موضوع آزمايش پزشكان از ديرزمان از امور مهم به شمار مىآمد . جالينوس كتابى به نام فى محنة افضل الاطباء داشته كه حنين بن اسحاق آن را به عربى ترجمه كرده « 34 » و از رازى كتابى به نام فى محنة الطبيب و كيف ينبغى ان يكون « 35 » باقىمانده و نيز او در پايان جزء چهارم از كتاب منصورى دربارهء امتحان پزشكان سخن گفته است .
هامش
( 30 ) . الحاوى ، ج 3 ، ص 255 .
( 31 ) . مأخذ پيشين ، ج 1 ، ص 153 .
( 32 ) . مأخذ پيشين . القاثاطير و هى الالة التى يبول بها اصحاب حصر البول . كلمهء قاثاطير يونانى است كه در انگليسى كاتاتر( catheter )شده است و بقراط در كتاب فى حبل على حبل ، كه در مركز مطالعات خاورميانه در كمبريج چاپ شده ، از اين آلت نام مىبرد كه وارد رحم زن مىكنند تا چرك را از رحم بيرون آورند . مترجم انگليسى در ترجمهء عبارت « . . . ان تدخل فى رحمها ميلا يسمى بالقافاطير » بالقافاطير را يك كلمه دانسته و گفته است معنى اين كلمه نامعلوم است . ص 12 .
( 33 ) . الحاوى ، ج 6 ، ص 218 . در سنت پزشكى فرق گذاشته شده بين « تزيين طبى » و « تزيين تحسينى » و در اينگونه عملها هدف اولى بوده نه دومى . مقالهء جالينوس فى اجزاء الطب ، ص 24 .
( 34 ) . رسالهء حنين ، ص 49 ؛ بيست گفتار ، مهدى محقق ، ص 410 .
( 35 ) . رسالة ابى ريحان فى فهرست كتب الرازى ، ص 6 ؛ ترجمهء فارسى رساله ، مهدى محقق ، ص 48 .