اين امر ناخوش آمد . براى بار دوم و سوم از او اجازه خواستند . پيغمبر فرمود : هرچه مىخواهيد بكنيد . آنان يهودى را خواندند . او شكم بيمار را شكافت و آب آلودهء بسيارى از آن بيرون آورد .
سپس شكم را شستشو داد و پس از آن دوخت و دارو بر آن نهاد و بيمار تندرستى يافت . پيغمبر را از اين امر آگاه كردند . فرمود : همانا آنكه دردها را آفريد دارو را نيز براى آنها آفريد و بهترين دارو حجامت و فصد و دانهء سياه يعنى شونيز است » « 13 » .
پيش از آنكه كتابهاى پزشكان يونانى همچون بقراط و جالينوس به زبان عربى ترجمه شود ، براساس همان آگاهيهايى كه از تجربه و مهارت در عمل به دست آمده بود ، امر عمل جراحيهاى ساده انجام مىگرفت و اخبارى از اينگونه عملها جسته و گريخته به دست ما رسيده است . از جمله آنكه ابو الفرج اصفهانى مىگويد : « در پايين چشم سكينه دختر حسين بن على عليهما السّلام غدهاى بيرون آمده بود و بهتدريج بزرگتر مىشد . پزشكى به نام بدراقس پوست صورت او را شكافت و آن را كنار زد چنانكه اصل غده آشكار گشت . سپس ، غده را كنده و ريشههاى آن را بيرون كشيد و صورت سكينه به حالت نخستين برگشت و فقط جاى زخم آن بهجاى ماند » . « 14 »
منابع يونانى در علم جراحى
مهمترين منابع يونانى كه در علم پزشكى به دست مسلمانان رسيده از دو پزشك نامدار يعنى بقراط و جالينوس است . دانشمندان اسلامى كه به شرححال پزشكان و فيلسوفان يونانى پرداختهاند به تفصيل از اين دو حكيم ياد كرده و آثار آن دو را ذكر كردهاند . ابن رضوان در آغاز رسالة فى التطرق بالطب الى السعادة مىگويد : « بقراط صناعت طب را تكميل و جالينوس تعليم بقراط را تهذيب كرد » . او سپس ، پنجاه و پنج كتاب از آثار بقراط را نام مىبرد و ترتيب خواندن آنها را بدينگونه بيان مىدارد : « در ترتيب خواندن كتابهاى بقراط دو برنامه موجود است : يكى آنكه اصحاب تجارب « 15 » معمول مىدارند كه از كتاب قاطيطرون كه به معنى دكان طبيب است آغاز مىكنند و پس
هامش
( 13 ) . دعائم الاسلام و ذكر الحلال و الحرام ، قاضى نعمان مغربى ، ج 2 ، ص 142 . ظاهرا حضرت رسول ( ص ) از اينكه بدن مسلمان زير دست غير مسلمان مورد جراحى قرار گيرد كراهت داشتهاند و شايد اين بدانجهت بوده است كه مسلمانان بايد خود در اين فن مهارت پيدا كنند . چنانكه سالها بعد شافعى تأسف خود را از اين امر اظهار مىدارد . او مىگويد كه پس از علم حلال و حرام علمى بزرگوارتر از پزشكى نيست و تأسف مىخورد از اينكه مسلمانان پزشكى را مورد غفلت قرار دادند و آن را به يهوديان و مسيحيان واگذار كردند . الطب النبوى ، حافظ ابو عبد اللّه ذهبى ، ص 125 . دانهء سياه ترجمهء « الحبة السوداء » عربى است . در فارسى آن را « بوغنج » نيز گويند .
الصيدنه ، ابو ريحان بيرونى ، ص 421 .
( 14 ) . آغانى ، ابو الفرج اصفهانى ، ج 16 ، ص 160 .
( 15 ) . در يونان باستان سه مكتب پزشكى وجود داشت : 1 . اصحاب التجارب ، 2 . اصحاب القياس ، 3 . اصحاب -