همچون حارث بن كلده و ديگران » « 8 » . در ادب و شعر عربى گاهگاه به برخى از بيماريها همچون تب چهار روزى « 9 » يعنى تبى كه هر چهار روز يكبار به سراغ آدمى مىآيد اشاره شده است . شنفرى شاعر عرب ، گويد :
و الف هموم ما تزال تعوده * عيادا كحمّى الرّبع أوهى أثقل « 10 »
از رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم احاديث و رواياتى نقل شده كه حكايت از اين دارد كه در مواقعى كه چارهء ديگرى وجود ندارد بايد به عمل جراحى مبادرت ورزيد . از جمله ، از حضرت على عليه السّلام روايت شده كه فرمود : « با پيغمبر خدا ( ص ) به ديدار مردى رفتيم كه پشتش آماس كرده بود . كسان او گفتند كه او مدت درازى است كه دچار اين درد است . حضرت فرمود بشكافيد آن را . در همان وقت ورم را شكافتند درحالىكه پيغمبر ( ص ) آن عمل را مشاهده مىكرد » « 11 » . از ابو هريره روايت شده است كه او گفت : « پيغمبر پزشكى را فرمان داد تا شكم مردى را كه دچار دل درد بود بشكافد . از پيغمبر خدا ( ص ) پرسيده شد آيا اينگونه پزشكى سودمند است ؟ فرمود : آنكه درد را آورده درمان را هم در آنچه بخواهد مىآورد » « 12 » .
با توجه به دو روايت ياد شده مىتوان نتيجه گرفت كه پيغمبر اسلام دست به آهن بردن را در برخى از بيماريها تجويز كرده است و اگر آن حضرت در برخى از موارد كراهت خود را از عمل جراحى نشان دادهاند ، مقتضيات و كيفيت خاصى آن كراهت را موجب شده است كه داستان زير را مىتوان از مصاديق آن موارد دانست :
از حضرت امام جعفر صادق ، عليه السّلام ، روايت شده كه فرمود : « گروهى از انصار گفتند : اى پيغمبر خدا ، ما را همسايهاى است از درد دل مىنالد ، آيا اجازه مىدهى كه ما او را درمان كنيم ؟
پيغمبر فرمود : با چه او را درمان مىكنيد ؟ گفتند : مردى يهودى نزد ماست كه اين درد را درمان مىكند . فرمود : با چه ؟ گفتند : شكم را مىشكافد و چيزى از ميان آن بيرون مىآورد . پيغمبر خدا را
هامش
( 8 ) . مقدمهء ابن خلدون ، ص 414 .
( 9 ) . همان تبى است كه امروزه به آن تب مالاريا مىگويند .
( 10 ) . لامية العرب ، شنفرى ، اللاميات الثلاث ، ص 12 . اين همان بيمارى مالارياست كه متنبى ، شاعر عرب ، قرنها بعد هنگامى كه به آن دچار شده آن را توصيف مىكند :و زائرتى كان بها حياء * فليس تزور الا فى الظلام
اذا ما فارغتنى غسلتنى * كانا عاكفان على حرام
اراقب وقتها من غير شوق * مراقبة المشوق المستهام
و يصدق وعدها و الصدق شر * اذا القاك فى الكرب العظامشرح تبيان بر ديوان متنبى ، عكبرى ، ج 2 ، صص 413 - 414 .
( 11 ) . طب النبى ، ص 185 .
( 12 ) . مأخذ پيشين ، ص 185 .