تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه متون و مقالات در تاريخ و اخلاق پزشكى در اسلام و ايران ( فارسى ) — صفحة 359

مساهمون:

ص٣٥٩

عمل اليد ، دستكارى ، جراحى

جراحى و جراح

چون عمل جراحى با دستان چابك و ورزيدهء پزشك و آلات و ابزارهاى آهنين مناسب انجام مىگيرد ، تعبيراتى كه در پزشكى اسلامى از عمل جراحى شده همراه با كلمهء يد ( دست ) و حديد ( آهن ) است . در كتابهاى پزشكى به كلماتى نظير « علاج الحديد » و « الاعمال بالحديد » و « عمل اليد » و « صناعة اليد » برخورد مىكنيم و اين همان تعبيرى است كه امروز به آن جراحى گويند و در كتابهاى فرنگى آن را به
" surgery "
يا
" oPerative treatment "
ترجمه كرده‌اند . در متون اسلامى به پزشكى كه مهارت در اين فن علما و عملا داشته باشد « جراح » يا « جرائحى » و يا « دستكار » گويند كه كلمهء اخير از زبان فارسى وارد عربى شده است . كلمهء جراح در زبان عربى صيغهء مبالغه و مفيد معنى حرفت و شغل است از مصدر « جراحت » ، يعنى آن كسى كه با ابزارهاى خود پوست بدن را مىشكافد تا از درون درد را درمان كند . اين كلمه از ديرزمان در عربى و فارسى به كار مىرفته است . طبرى گويد : « مجبران و جراحان بيامدند تا آن پايهاى او در بستند . » « 1 » كلمهء جرايحى منسوب به جرايح است كه آن جمع « جريحه » مىباشد و اين كلمه نيز در عرف پزشكان متداول بوده است . ابن بطلان مىگويد : « جرايحى مىبايد كه عالم به علم تشريح باشد . » « 2 » و اين كلمه همراه با كلمهء « طبايعى » به كار مىرفته كه از آن پزشك غير جراح اراده مىشده است . « 3 » كلمهء دستكار فارسى به‌معنى جراح از كلمهء « دستكارى » گرفته شده كه ترجمهء عمل اليد است و در ادب فارسى به كار رفته است . ازرقى هروى گويد :
هامش
( 1 ) . ترجمهء تفسير طبرى ، به اهتمام حبيب يغمايى ، ج 5 ، ص 1237 . ( 2 ) . دعوة الاطباء ، ابن بطلان ، ص 15 . ( 3 ) . طب النبى ، ابن القيم الجوزية ، ص 210 .