باد خوارزمى چو سنگيندل پزشك دستكار * دست پر مسبار دارد آستين پر نيشتر « 4 »
ابو منصور ثعالبى هنگام نقل قصيدهء ساسانيهء ابو دلف خزرجى كلمهء « نطّاس » را كه در اين بيت آمده : « و منا كلّ نطّاس على البزرك مستجرى » چنين تفسير مىكند : « نطّاس ، دستكاران پر دل را گويند كه آنان را با انبركها و نيشترهايشان بر سر چهارپايان مىبينى ؛ آنان به درمان چشمدرد و ساير بيماريها مىپردازند » « 5 » .
منابع علم جراحى در اسلام
دانشمندان اسلامى اشارات كوتاهى به جراحى هندى و عرب كردهاند ؛ ولى ، عمدهترين منابع اين فن از يونان در اختيار مسلمانان قرار گرفته كه از مهمترين آنها آثار بقراط و جالينوس است .
على بن ربن طبرى گفتار چهارم از كتاب پزشكى خود را تحت عنوان « من جوامع كتب الهند » آورده و آن را در سى و شش باب ذكر كرده است . او از كتاب سسرد نقل مىكند كه گفته است :
« علم پزشكى داراى هشت شعبه است : 1 . اطفالى ، كه ويژهء درمان خردسالان است ؛ 2 . ميلى ، كه مربوط به درمان چشم است ؛ 3 . جسمى ، كه به درمان ديگر اجزاء تن مىپردازد ؛ 4 . مبضعى ، كه با رگ زدن و مرهم نهادن درمان مىكند ؛ 5 . ترياقى ، كه با آن سموم را درمان مىكنند ؛ 6 . باهى ، به درمان ناتوانى نيروى باه مىپردازد ؛ 7 . مشب ، كه نيروى جوانى را با آن نگاه مىدارند ؛ 8 . افسونى و ارواحى ، كه با افسون جن و پرى را بيرون مىرانند » « 6 » .
دو شعبهء پزشكى ميلى و مبضعى ، جراحى هنديان را تشكيل مىداده است و در جايى ديگر از همان كتاب سسرد نقل مىكند كه گفته است : « پزشك جراح بايد با نيشترها ( المباضع ) و ابزار داغ كردن ( الكّى ) و كندن ( القلع ) و دوختن ( الخياطة ) و بريدن پوست ( القطع ) خود را ورزش دهد و ميانهء رگها را از رگههاى درختان و گلها بشناسد و درمان چشمها را با تمرين با چشمهاى گوسفندان و مانند آن بياموزد تا دست او به اين اعمال عادت گيرد » « 7 » .
در كتب تاريخ ، اشارات مجملى به پزشكى عرب ديده مىشود . از جمله ، ابن خلدون مىگويد :
« اعراب بيابانى آشنايى با نوعى از پزشكى داشتند كه از پيرمردان و پيرزنان قبيله آموخته بودند . اين پزشكى كه مبتنى بر تجربه بود گاه درست و گاه نادرست مىافتاد و پزشكانى هم در ميان آنان بودند ،
هامش
( 4 ) . ديوان ، حكيم ازرقى هروى ، به اهتمام على عبد الرسولى ، ص 21 .
( 5 ) . يتيمة الدهر فى محاسن اهل العصر ؛ ابو منصور ثعالبى ، ج 3 ، ص 366 . كلمهء دستكارى در الاغراض الطبيهء سيد اسماعيل جرجانى ، ص 474 ، به كار رفته است .
( 6 ) . فردوس الحكمة ، على بن ربن طبرى ، ص 558 . ترجمهء انگليسى كتاب سسرد در سال 1907 م . در كلكته چاپ شده است .
( 7 ) . مأخذ پيشين ، 560 .