او طب روحانى را در برابر طب منصورى خود قرار داده است و اين كتاب را هم براى همان حاكم رى نوشته است كه كتاب طب منصورى خود را به نام او كرده بود و در آغاز كتاب مىگويد كه من اين طب روحانى را نوشتم كه عديل و قرين طب منصورى باشد كه آن كتاب دربارهء طب جسمانى است . رازى ، چنانكه گفتيم ، اين كتاب را به خواهش ابو صالح منصور بن اسحاق بن احمد بن اسد نوشته است . اين امير از سال 290 تا 296 در رى حكومت مىكرده است . كتاب طب منصورى رازى شهرت بينالمللى دارد ، ولى طب روحانى او اخيرا مورد توجه دانشمندان قرار گرفته است .
براى توضيح بيشتر در كلمهء طب روحانى ناچاريم كه مقدمهاى را ذكر كنيم و آن اينكه پيشينيان معتقد بودند كه همچنانكه بدن صحت و سقم دارد ، يعنى داراى تندرستى و بيمارى است ، همچنين روح انسانى و نفس آدمى هم دچار بيمارى مىگردد و همچنانكه وقتى بدن عليل شد بايد به پزشك جسمانى مراجعه بكنيم و تحت درمان او خود را مداوا سازيم ، آن كسى هم كه از نظر روح و نفس بيمار است او هم محتاج است كه به يك طبيب و پزشك روحانى كه روح و نفس او را درمان بكند رجوع نمايد و از آنجايى كه نفس و بدن هر دو در يكديگر تأثير دارند گاه اتفاق مىافتد كه بيمارى روحى منجر به بيمارى جسمى هم مىشود . از اين جهت هركس بايد توجه به بيمارى روح خود داشته باشد و در مواقع مقتضى به طبيب روحانى مراجعه كند . كتاب طب روحانى رازى مورد توجه برخى از دانشمندان اسلامى قرار گرفته است . چنانكه دانشمندى به نام ابن جوزى كتابى نوشته است به نام الطب الروحانى و او هم به تقليد از رازى كتاب خود را مبوب و مرتب كرده است .
در اروپا طب روحانى رازى نخستينبار مورد توجه دانشمندى هلندى به نام دىبور « 7 » قرار گرفت و او مقالهء كوتاهى به زبان هلندى در مجلهء آكادمى هلند نوشت . اين دانشمند يك تاريخ فلسفهء اسلامى هم نوشته است كه به انگليسى و عربى و فارسى ترجمه شده است . بعدا پرفسور آربرى « 8 » ، كه در كمبريج به تدريس شرقشناسى اشتغال دارد ، كتاب الطب الروحانى رازى را به انگليسى ترجمه كرد .
اين بنده ، سه سال پيش ، در كنگرهء شرقشناسان امريكايى شركت كردم و از من خواسته شده بود كه خطابهاى در آن محفل علمى القا بكنم . فكر كردم كه بهتر اين است كه طب روحانى رازى ، كه مورد تحليل و تجزيهء علمى قرار نگرفته است ، موضوع سخنرانى خود قرار بدهم . از اين جهت بود كه در آن جلسه كه در فيلادلفيا تشكيل شده بود سخنرانى من دربارهء همين طب روحانى رازى بود كه خطابه را به زبان انگليسى ايراد كردم و بسيار مورد توجه حضار و دانشمندان قرار گرفت . از جمله ، پروفسور شاخت كه استاد حقوق اسلامى دانشگاه كلمبيا و مدير مجلهء مطالعات اسلامى « 9 » است كه در پاريس منتشر مىشود فى المجلس آن مقاله را از بنده گرفتند و آن را منتشر ساختند و بعد هم صورت فارسى آن مقاله در مجلهء دانشكدهء ادبيات چاپ گرديد . اين را از اين جهت عرض مىكنم كه
هامش
( 7 ) .De Boer( 8 ) .Arberry( 9 ) .Studia Islamica