تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه متون و مقالات در تاريخ و اخلاق پزشكى در اسلام و ايران ( فارسى ) — صفحة 332

مساهمون:

ص٣٣٢
تشكيل مىدهد آگاه شده باشيد آن را بنده در اينجا نقل مىكنم : « در برترى خرد و ستايش آن ، آفريدگار كه نامش بزرگ باد خرد از آن به ما ارزانى داشت كه به مددش بتوانيم در اين دنيا و آن دنيا از همهء بهره‌هايى كه حصول و وصولش در طبع چون مايى به وديعت نهاده شده است برخوردار گرديم . خرد بزرگ‌ترين مواهب خدا به ماست و هيچ‌چيز نيست كه در سودرسانى و بهره‌سنجى بر آن سرآيد . با خرد بر چارپايان ناگويا برترى يافته‌ايم . چندان‌كه بر آن چيرگى مىورزيم ، آنان را به كام خود مىگردانيم و با شيوه‌هايى كه هم براى ما و هم براى آنها سودبخش است بر آنها غلبه و حكومت مىكنيم . با خرد بدانچه ما را برتر مىسازد و زندگانى ما را شيرين و گوارا مىكند دست مىيابيم و به خواست و آرزوى خود مىرسيم . به وساطت خرد است كه ساختن و به كار بردن كشتيها را دريافته‌ايم چنان‌كه به سرزمينهاى دور مانده كه به وسيلهء درياها از يكديگر جدا شده‌اند و اصل گشته‌ايم . پزشكى با همهء سودهايى كه براى تن دارد و تمام فنون ديگرى كه به ما فايده مىرساند در پرتو خرد ما را حاصل آمده است . با خرد به امور غامض و چيزهايى كه از ما نهان و پوشيده بوده است پى برده‌ايم . شكل زمين و آسمان ، عظمت خورشيد و ماه و ديگر اختران و ابعاد و جنبشهاى آنان را دانسته‌ايم و حتى به شناخت آفريدگار بزرگ نايل آمده‌ايم و اين از تمام آنچه براى حصولش كوشيده‌ايم والاتر است و از آنچه بدان رسيده‌ايم سودبخش‌تر . و روى هم ، خرد چيزى است كه بىآن وضع ما همانا وضع چهارپايان و كودكان و ديوانگان خواهد بود . خرد است كه به وسيلهء آن افعال عقلى خود را پيش از آنكه بر حواس آشكار شوند تصور مىكنيم و از اين رهگذر آنها را چنان درمىيابيم كه گويى احساسشان كرده‌ايم . سپس ، اين صورتها را در افعال حسى خود نمايان مىكنيم و مطابقت آنها را با آنچه بيشتر تخيل و صورتگرى كرده بوديم پديدار مىسازيم . چون خرد را چنين ارج و پايه و مايه و شكوهى است سزاوار است كه مقامش را به پستى نكشانيم ، از پايگاهش فرودش نياوريم و آن را كه فرمانرواست فرمانبر نگردانيم ، سرور را بنده و فرادست را فرودست نسازيم ؛ بلكه بايد در هرباره بدان روى نماييم و حرمتش گذاريم و همواره بر آن تكيه زنيم و كارهاى خود را موافق آن تدبير كنيم و به صوابديد آن دست از كار كشيم . هيچ‌گاه نبايد شهوت را بر آن چيرگى دهيم ؛ زيرا ، شهوت آفت و مايهء تيرگى خرد است و آن را از سنت و راه و غايت و راست روى خود به دور مىراند و خردمند را از رشد و آنچه صلاح حال اوست بازمىدارد . برعكس ، بايد شهوت را رياضت دهيم و خوارش كنيم و مجبور و وادارش سازيم كه از امر و نهى خرد فرمان برد . اگر چنين كنيم خرد بر ما هويدا مىشود و با تمام روشنايى خود ما را نور باران مىكند و به نيل آنچه خواستار آنيم مىكشاند ، از بهره‌اى كه خدا از خرد به ما بخشيده و بدان بر ما منت گذاشته است نيكبختيم . » اين تعبيرى است كه رازى از خرد مىكند البته اين مسئلهء خرد و سنت در آن زمان مسئلهء روز بود و تمام آن چيزهايى را كه رازى در اينجا به خرد نسبت مىدهد دانشمندانى كه در آن زمان متكى به