چون وقت در شرف اتمام است و هنوز در نخستين اثر فلسفى رازى هستم ، دانشجويانى كه علاقهمند به تفصيل باشند مىتوانند به آن مقاله مراجعه كنند . كتاب طب روحانى رازى را از نظر طبقهبندى فلسفه جزو فلسفهء اخلاقى به شمار مىآورند « 10 » و دانشمندانى مثل يحيى بن عدى ، ابن مسكويه و حتى ابن سينا كتابهايى دربارهء اخلاق داشتهاند و بعدها هم به زبان فارسى كتابهايى مانند اخلاق ناصرى و اخلاق جلالى نوشته شده است . آنچه در مزيت كتاب طب روحانى رازى بايد گفته شود اين است كه رازى در كتاب طب روحانى خود تقليد از گذشتگان را كنار زده و افكارى كه در اين كتاب ابراز داشته است افكارى كاملا مستقل است . او مانند ساير دانشمندان فقط نقل قول نمىكند و خود را ريزهخوار سفرهء گذشتگان قرار نمىدهد ، بلكه از فكر و عقل طبيعى خود نسبت به تحليل و تجزيهء مطالب اخلاقى استمداد مىجويد . البته او از آثار گذشتگان به حد كافى استفاده كرده است ، ولى با آميختن با انديشهء نيرومند خود به آن افكار شكل ديگرى داده است . در آن زمانى كه رازى اين كتاب را مىنوشت آثار مهم افلاطون مثل طيماوس و جمهوريت و نواميس و همچنين آثار دانشمندان ديگر مانند اخلاق نيكوماخوس ارسطو در اختيار مسلمانان قرار داشت و از همه مهمتر كتابهاى اخلاقيى بود كه جالينوس نوشته بود . جالينوس كتابهايى در علم اخلاق نوشته است كه يكى از كتابهايش به صورت عربى باقىمانده و به نام مختصر كتاب الاخلاق در قاهره به وسيلهء كراوس چاپ شده و بعضى از كتابهاى او كه اكنون ترجمهء انگليسى و اصل يونانى آن در دست است ، در آن زمان ، ترجمهء عربى آن در اختيار رازى قرار داشته است . مثلا كتابى داشته است جالينوس ، تحت عنوان فى ان الاخيار ينتفعون باعدائهم ؛ يعنى ، آدمهاى خوشبخت حتى مىتوانند از دشمنان خود سود ببرند و همچنين كتاب ديگرى به نام فى تعرف الرجل عيوب نفسه داشته است .
رازى در كتاب طب روحانى خود از اين دو كتاب به تصريح اسم مىبرد . از اينجا به دست مىآيد كه رازى بسيار تحت تأثير جالينوس قرار گرفته است . رازى فصل اول از كتاب طب روحانى را اختصاص به فضيلت و برترى عقل مىدهد . البته ، وقت اين نيست كه دربارهء اينكه در اسلام چطور عقل در برابر نقل قد علم كرد و اختلافى كه ميان عقل و نقل در آن دورهها بهوجود آمد به چه كيفيت بود سخن بگوييم . اجمالا متذكر مىشويم كه رازى با شجاعتى هرچه تمامتر عقل را ستايش كرده و آن را قابل پيشوايى دانسته است . او صريحا مىگويد كه ما بايد عقل را هادى و امام خود قرار بدهيم و آن چيزى كه مىبايد مقامى شامخ و عالى داشته باشد نمىبايد آن را در محل سافل و جاى نازل جاى بدهيم . رازى معتقد بود كه عقل از طرف خداوند به انسان عطا شده است و آن را بايد بالاى سر نهيم نه اينكه آن را به زير پا بيفكنيم و به آنچه متكى به عقل نيست دستاويز بشويم .
براى اينكه از كيفيت تعبير رازى در مزيت و ستايش عقل كه فصل اول از كتاب طب روحانى را
هامش
( 10 ) .moral PhilosoPhy