مسافرتهايى هم به نقاط گوناگون نموده و حاكمان و اميران را معالجه كرده و براى آنان كتاب نوشته است . كتابهاى مهم رازى همان كتابهايى است كه براى امرا و حكام همزمان خود تأليف كرده است . موضوع ديگرى كه بحث آن داراى ارزش و اهميت است اين است كه رازى نزد چه كسانى درس خوانده است . البته ، در زمان قديم مانند امروز نبود كه دانشجو متكى به معلم باشد ، يعنى آنچه را از معلم ياد گرفت وحى منزل بداند و در خارج از مدرسه يا دانشگاه تحقيق ديگرى به عهده نداشته باشد . در زمان قديم ، معلم به عنوان راهنما بود ؛ ولى ، بار مهم به شانهء خود دانشجو بود كه با اقران و همسران خود دربارهء موضوعات علمى مباحثه و گفتگو بكند و كتابهاى علمى را مورد مطالعه و تحقيق قرار بدهد . رازى در كتابهاى خود اشاره مىكند كه در بغداد مثلا آثار فلسفى افلاطون و ارسطو را با يكى از بزرگان و دوستان خود مىخوانده است . البته ، از آن دوست به عنوان معلم ياد نمىكند و ما مىدانيم كه در آن زمان ترجمههاى كتابهاى فلسفى ، مثل جمهوريت و نواميس و ساير كتب فلاسفهء يونان ، در اختيار مسلمانان بوده است . بهطور دقيق ما نمىدانيم كه چه كسانى معلم رازى بودهاند . بعضى نوشتهاند كه على بن ربن طبرى يكى از استادان رازى بوده است ؛ ولى ، بعدا كه زندگى على بن ربن طبرى مورد مطالعه و تحقيق قرار گرفته است به دست آمده كه رازى نمىتوانست شاگرد على بن ربن طبرى باشد ؛ زيرا ، اوج قدرت علمى طبرى سال 236 بود كه فردوس الحكمة را تأليف كرد و رازى بنابه قول بيرونى در سال 258 به دنيا آمده است .
البته ، على بن ربن طبرى از شخصيتهاى بزرگ علمى اسلامى است و كتاب او يعنى فردوس الحكمة از بهترين و قديمترين آثار طبى اسلامى محسوب مىشود . كتاب فردوس الحكمة على بن ربن طبرى شهرت بسيارى در تاريخ طب دارد و به زبان آلمانى هم ترجمه شده است .
دانشمند بزرگ ما محمد بن جرير طبرى كه مفسر و مورخ بود فردوس الحكمة را از مؤلف آن به سماع آموخته و آن را هميشه با خود حمل مىنموده است ؛ حتى آن را در زير مصلاى خود مىنهاده كه در مواقع لزوم از آن استفاده بكند . على اى حال شاگردى رازى على بن ربن طبرى را مورد شك و ترديد است . دانشمند ديگرى كه مىتوان احتمال داد كه معلم رازى باشد ، خصوصا در فلسفه ، دانشمندى است كه او هم در پردهاى از غموض و ابهام باقى مانده و او هم مانند طبرى از مفاخر ايران بوده و در فلسفه استادى و مهارت داشته است . اين دانشمند شخصى است به نام ابو العباس ايرانشهرى . فقط در چند مأخذ از جمله در الاثار الباقيه و تحقيق ماللهند و تحديد نهايات الاماكن بيرونى و زاد المسافرين ناصرخسرو و بيان الاديان ذكرى از او به ميان آمده است . از مجموع مآخذ فوق چنين به دست مىآيد كه ايرانشهرى در علوم فلسفى متخصص بوده و از آرا و عقايد ارباب اديان خصوصا مانويها و زردشتيها و هندوها اطلاعات كافى داشته است . ابو ريحان آنجا كه دربارهء بوداييها صحبت مىكند ، مىگويد من اين مطلب را از ابو العباس ايرانشهرى نقل مىكنم . در بعضى از مآخذ فوق آمده است كه ابو العباس ايرانشهرى دينى اختراع كرده و مدعى شده است كه كتابى به
مجموعه متون و مقالات در تاريخ و اخلاق پزشكى در اسلام و ايران ( فارسى ) — صفحة 327
مساهمون: مهدى محقق
ص٣٢٧