ترجمه كرده « خاكى كه مورد انتقال قرار مىگيرد » و دومى هم از « نقل » به معنى « حديث و روايت » گرفته و معنى كرده « خاكى كه از جالينوس نقل شده » . درحالىكه اسمى كه محمد بن زكرياى رازى بر روى آن كتاب گذاشته كلمهء منتقل نبوده بلكه « متنقل » بوده و معنى نام كتاب اين است كه آن « گلى كه از آن نقل مىسازند سودهايى دربردارد » و اين تعبير براى كسانى كه آشنايى به معارف ايرانى و متون اسلامى داشته باشند و نيز آشنا به كتابهاى جغرافياى ايران باشند بسيار زود حل مىشود ؛ به علت اينكه در كتابهاى جغرافيايى هنگامى كه از خراسان ياد مىكنند يك نوع گل دارويى را به آنجا و همچنين به نيشابور نسبت مىدهند كه به « الطين الخراسانى » يا « الطين النيشابورى » معروف است . اين گل خراسانى يا نيشابورى گلى بوده است كه خواص طبى داشته ، به طورى كه مردم مىآمدند و از آن گل و خاك برمىداشتند و به صورت نقل مىساختند و به بلاد دوردست مىبردند و آن را با قيمت گزاف مىفروختند و حتى از عمرو بن ليث صفار نقل شده كه گفته است « چگونه از شهرى دفاع نكنم كه خاك آن نقل و سنگ آن فيروزه است » . اين يك نمونه از مواردى است كه آنان به علت آنكه آشنايى به متون اسلامى نداشتهاند دچار اشتباه شدهاند .
رازى همچنانكه اطلاع داريد از همين سرزمين بوده است كه اكنون ما در آن زندگى مىكنيم ، يعنى رى ؛ زيرا ، كلمهء رازى نسبت به رى است . گذشتگان نوشتهاند كه رازى نسبت به رى بر خلاف قياس است و همچنين نسبت به مرو كه مروزى مىشود ، ولى دانشمندانى كه تحقيق در لغت و اشتقاق مىكنند مىگويند اين نسبت به اصل كلمه برمىگردد ، به علت اينكه اين كلمه در كتيبههاى هخامنشى به صورت « راگا » هست كه حتى در متون يونانى هم به صورت « راگس » ديده مىشود .
پس ، اين حرف « ز » زايد نيست كه عدول از قوانين نسبت شده باشد . اين شهر رى كه امروز تهران ما بر كنار خرابهها و آثار آن قرار دارد زمانى مركز علم و دانش و تحقيق بوده است . اگر ما به كتابهاى تاريخى و كتابهاى سفرنامه و كتابهاى جغرافيايى مراجعه بكنيم ، مىبينيم كه دانشمندان بزرگى در اين سرزمين وجود داشتهاند و سرزمين رى مركز علم و تحقيق بوده است . ابو دلف در كتاب سفرنامهء خود از يك تن از رازيان نقل مىكند كه وقتى به بغداد وارد مىشد يكصد شتر فقط كتابهاى طبى او را حمل مىكردند و كار بهجايى رسيده بود كه دانشمندان در كتابها نوشته بودند كه شهرهايى كه آخر آن با « زى » ختم مىشود ، مثل مروزى و سگزى و رازى ، اين محلها علمخيز و دانشپرور است و مردمان اين شهرها باهوش و ذكاوت هستند . بنابراين ، هيچ جاى تعجب و شگفتى نيست كه در قرن سوم اين دانشمند در اين سرزمين علمخيز و نابغهپرور بهوجود آمده باشد .
در تمام آثار اسلامى از رازى به بزرگى ياد شده است و او را طبيب مسلمين ، علامهء علوم اوايل و طبيب مارستانى خواندهاند و در آثار اروپاييان او به عنوان رازز « 6 » ، شهرت يافته و گاهى هم او را رازى
هامش
( 6 ) .Rhazes