مىگويند .
ما اطلاع دقيقى از آغاز جوانى رازى در دست نداريم . بيشتر مؤلفين و اصحاب تراجم يعنى آنان كه كتابهاى بيوگرافى تأليف كردهاند مىگويند او در بزرگى به علم طب اشتغال ورزيده است ، و در برخى از كتابها نوشته شده كه او در آغاز جوانى به شغل صرافى اشتغال داشت و بعد به شغل زرگرى كشيده شد و بعد از شغل زرگرى ، كه لازمهء آن مصاحبت و ممارست با فلزات بود ، بهطرف علم كيميا سوق داده شد . از اين جهت است كه رازى را يكى از كيمياگران بزرگ اسلام به شمار مىآورند و آثارى هم از علم كيميا از او باقى مانده است . و باز معروف است كه علت اينكه او از علم كيميا به علم پزشكى كشيده شد اين بود كه چشمان او در نتيجهء ممارست در گداختن فلزات و نزديكى با دود و آتش دچار ناراحتى و درد شد و ناچار شد كه به يك چشمپزشك مراجعه كند . چشم پزشك از او مطالبهء پانصد دينار كرد و رازى هم ناچار شد كه بپردازد و سپس با خود گفت كه كيمياى واقعى اين علم است نه آنچه من شب و روز بدان مشغول هستم ، به اميد اينكه روزى فلزات را قلب بكنم و تبديل به زر سازم . البته اينگونه وقايع جنبهء داستانى دارد و نمىشود آنها را در دايرهء واقعى زندگى رازى وارد كرد . آنچه مسلم است اينكه او با شدت و حدت فراوانى به تحصيل علم پرداخت و در آن زمان كه بغداد مركز علم و دانش بود از رى به بغداد آمد و در آنجا با دانشمندان مختلف مجالست و مصاحبت كرد ، و در آن زمان علم پزشكى و علم فلسفه باهم خوانده مىشد و اين از سنتهاى ديرين دانشمندان بود كه در جنب طب فلسفه را هم فرا بگيرند و اين سنت از زمان بقراط و جالينوس نهاده شده بود كه حتى يكى از كتابهاى جالينوس تحت عنوان اين است كه طبيب فاضل بايد فيلسوف باشد ( فى ان الطبيب الفاضل يجب ان يكون فيلسوفا ) . كتاب مزبور را حنين بن اسحاق ترجمه كرده و اكنون نسخهء عكسى آن در كتابخانهء مركزى دانشگاه موجود است . و از اين جهت بود كه دانشمندان هم به فلسفه و هم به طب مىپرداختند و حتى وقتى كه مىخواستند كتاب طبى بنويسند مقدمهء آن را دربارهء فلسفه قرار مىدادند و شمهاى هم از منطق بيان مىكردند و مىگفتند كه طبيب تا مسلط به منطق نباشد قادر نيست كه بيماريهاى مختلف را طبقهبندى كند و استقراء و قياس هر دو را در معالجهء بيماريها به كار بندد . از اين جهت بود كه رازى در هر دو فن ممارست ورزيد و در هر دو علم تخصص يافت - يعنى هم در علم پزشكى و هم در علم فلسفه .
دربارهء شرححال رازى و زندگى او اطلاعات فراوانى در دست نيست و از نظر يك عالم هم زياد مورد لزوم نيست كه تحقيق كند ببيند كه اين دانشمند در كجا خوابيد و در كجا غذا خورد و غيرذلك .
ما بايد آثار علمى و فكرى آن دانشمند را به دست بياوريم و ببينيم كه اين دانشمند چگونه مىانديشيد . آنچه مسلم است اينكه رازى بيشتر زندگى خود را در رى و بغداد سپرى كرده و در بيمارستانهاى اين دو شهر كار مىكرده و در آثار خود گاهگاه كه گزارش معالجات خود را مىدهد مىگويد اين بيمارى را من در بيمارستان رى يا بغداد مشاهده كردم . البته ، او طبق دعوت بزرگان
مجموعه متون و مقالات در تاريخ و اخلاق پزشكى در اسلام و ايران ( فارسى ) — صفحة 326
مساهمون: مهدى محقق
ص٣٢٦