تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه متون و مقالات در تاريخ و اخلاق پزشكى در اسلام و ايران ( فارسى ) — صفحة 315

مساهمون:

ص٣١٥
حسبت پزشكان و چشم‌پزشكان و شكسته‌بندان و جراحان داده و مىگويد پزشكان بايد با آنچه حنين در كتاب محنة الطبيب آورده آزموده شوند ، و چشم‌پزشكان با كتاب عشر مقالات حنين دربارهء چشم ، و شكسته‌بندان با كناش بولص ، و جرّاحان با قاطاجانس جالينوس و كتاب زهراوى امتحان گردند « 65 » .

روش احتياط در امر پزشكى

از آنجا كه پزشكى با جانهاى مردم در ارتباط است ، گذشته از آنكه مسئلهء امتحان و اختبار پزشكان بسيار مهم شمرده مىشد و در آن سختگيرى به عمل مىآمد ، اعمال و رفتار و كيفيت تشخيص و درمان او نيز مورد بررسى قرار مىگرفت و هرگونه سهل‌انگارى و تسامح در امر پزشكى كيفر و مجازات داشت . در اينجا ، مناسب است كه سنت قدماى يونان را در اين امر كه مورد اقتباس مسلمانان بوده و تا قرن سوم هجرى در شام اعمال و اجرا مىشده از قول رهاوى كه در اواخر قرن سوم هجرى وفات يافته است نقل كنيم : « قدماى يونان روش احتياط و بازجويى را با پزشكان به كار مىبردند . از اين روى بود كه پزشكان مىكوشيدند خود را از خطا و اشتباه برحذر دارند ؛ زيرا ، پزشك ممكن نبود بر كرسى پزشكى بنشيند مگر آنكه از او آزمايشها و اختبارات لازم به عمل آيد و پس از موفقيت ، پزشكان كهن‌تر براى پزشكان آزموده شده كرسى ترتيب مىدادند و آن را « كرسى الحكمة » مىخواندند و فقط پزشكان مجرب و آزموده مىتوانستند بر آن كرسى بنشينند و هم‌اكنون ، گروهى از پزشكان در شام اين كرسى را نصب مىكنند و بر آن جلوس مىنمايند و اين از قديم دانسته شده بود كه هركس در اين جايگاه بنشيند او مرضى و ممتحن است و چنين پزشكى هرگاه بر بيمارى براى معالجه و مداوا وارد مىشد ، هنگام وارد شدنش كاغذ سفيدى مىخواست و پس از دقت و تأمل در حال بيمار بر آن كاغذ چنين مىنوشت كه در فلان روز بر فلان بيمار وارد شدم و اين روز ، روز اول يا روز دوم و يا سوم از بيمارى او بود و من بيمارى او را فلان بيمارى تشخيص دادم و اين تشخيص من بر پايهء احوال شخصى او و احوال قاروره و نبض او بود و سپس ، فلان دوا و فلان غذا را براى او تجويز كردم . پزشك اين نوشته را نزد خانوادهء بيمار مىگذاشت و در ديدار دوم خود از بيمار ، مىنگريست كه چه ديگرگونى در حال او پديد آمده است و آن را در همان نوشته اضافه مىنمود و اين عمل را در هر ديدارى به همين روش انجام مىداد ، تا حال بيمار و بيمارى او به نهايت انجامد . اگر بيمارى او بهبود يافته بود آن نوشته را نزد بيمار نگاه مىداشت تا تذكار و اصلى باشد براى بار ديگر كه او بيمار
هامش
( 65 ) . نهاية الرتبة فى طلب الحسبه ، شيزرى ، ص 100 . مقصود از بولص ، بولص اجانيطى( Paulus Aegineta )است و كناش او همان است كه حنين بن اسحاق آن را تلخيص كرده است . عيون الانباء ، ص 273 .