تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه متون و مقالات در تاريخ و اخلاق پزشكى در اسلام و ايران ( فارسى ) — صفحة 316

مساهمون:

ص٣١٦
گردد ، و اگر بيمار از دنيا رفته بود و گفته بودند كه پزشك اشتباه كرده است ، در اين صورت پزشك را در برابر اهل خبرت و بصيرت حاضر مىساختند و نوشته را از خانوادهء بيمار مىگرفتند و آن خبرگان به صناعت پزشكى در آن نظر مىافكندند . اگر بيمارى و علامات خاص آن همان بوده كه او ياد كرده و علاج و تدبير پزشك با آن موافقت داشته او را سپاس مىگفتند و بيرون مىآمدند ، و اگر خلاف آن بوده و درمان او موجب مرگ گرديده بود ديگر او را اجازهء درمان نمىدادند و به آنچه سزاوار آن است او را مجازات مىكردند » « 66 » .

منقولاتى دربارهء پزشك كامل

جالينوس كتابى مفرد نوشته و در آن بيان داشته كه طبيب كسى است كه در او همهء فضايل كامل باشد و فضايل علمى او به اين است كه احاطه به رياضيات و طبيعيات و الهيات و طب داشته باشد و آراسته به اعمال صالح و محاسن اخلاق نيز باشد . هركس پزشكى را بداند و در آنچه ياد شد ناقص باشد او « طبيب » نيست بلكه « متطبب » است « 67 » . فلسفه علمى شريف است ، به جهت شرافت موضوع آن و فلسفه از طب خارج نيست ؛ زيرا ، آن طب نفس است . بنابراين ، هر فيلسوفى طبيب و هر طبيب فاضلى فيلسوف است . از اين روى است كه فيلسوف فقط به اصلاح نفس مىپردازد و طبيب فاضل اصلاح نفس و بدن هر دو را عهده‌دار است و لذا ، طبيب شايستگى آن را دارد كه بگويد به اندازهء توانايى خود ، خود را متشبه به افعال بارى تعالى ساخته است « 68 » . پزشك ماهر و عالم به درد و درمان كسى است كه بداند بيمارى از كجا وارد تن شده ، چه بر آن افزوده و يا چه از آن كاسته ، و بداند دارويى كه با آن بايد درمان سازد چيست كه كاسته را افزون سازد و از افزون شده‌ها بكاهد تا اينكه بدن به فطرت نخستين خود برگردد و هر چيزى اعتدال آن به وسيلهء اقران صورت بندد « 69 » . پزشكى كه براى درمان بر بالين بيمارى مىآيد بايد همچون دلاورى باشد كه به ميدان كارزار وارد
هامش
( 66 ) . ادب الطبيب ، رهاوى ، ص 201 . ( 67 ) . رسالة الشيخ ابى الحسن على بن رضوان الى اطباء مصر و القاهرة ، ص 77 . ( 68 ) . ادب الطبيب ، رهاوى ، ص 158 . ( 69 ) . رسائل اخوان الصفا ، ج 1 ، ص 301 .
مجموعه متون و مقالات در تاريخ و اخلاق پزشكى در اسلام و ايران ( فارسى ) — صفحة 316 | مهدى محقق