تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه متون و مقالات در تاريخ و اخلاق پزشكى در اسلام و ايران ( فارسى ) — صفحة 314

مساهمون:

ص٣١٤
آنان دارايى خود را به شما مىبخشند و شما را بىنياز مىگردانند درحالىكه بيمارى آنان قتال و كشنده است . در اين‌گونه موارد احتراز شما بايد از رغبت شما بيش باشد ، مگر آنكه علم يقينى پيدا كنيد كه اين عمل شما به سرانجام خير و عاقبت محمود مىانجامد ، و در مورد همهء بيمارانتان شناخت پيشين و اعلام به سلامتى را به كار گيريد » « 62 » . او در مورد شكافتن حنجره چنين مىگويد : « اگر بيمارى گلويش با نوعى از ورم بسته شد و نفسش بند آمد و مشرف به مرگ گرديد ، حنجره بايد شكافته شود تا بيمار از موضع شكافته بتواند كمى نفس بكشد و از مرگ رهايى يابد و اين شكاف بايد تا وقتى كه شدت بيمارى كاهش نيافته باز بماند ، و اين دوران معمولا حدود سه روز است و پس از آن دوخته مىشود و درمان مىگردد . آنچه را خود مشاهده كردم اينكه پرستارى كارد را بر گلوى خود زد و قسمتى از ناى شش خود را بريد . من را براى درمان او خواندند ، ديدم كه او همچون حيوان سربريده‌اى خورخور مىكند . زخم را باز كردم ديدم خونى كه از او رفته بسيار كم بوده است ، دانستم رگى از او بريده نشده فقط باد از جاى زخم خارج مىشود . من زخم را دوختم و درمان كردم تا آنكه خوب شد و جز گرفتگى صدا چيزى نماند كه آن هم پس از چند روز بر طرف گرديد . از اين جهت است كه ما مىگوييم كه شكافتن حنجره هيچ خطرى ندارد » « 63 » . زهراوى طى كتاب خود انواع و اقسام آلات و ابزار و ادواتى كه در جراحى مورد نياز است نام برده و وظيفه و كاربرد هريك را بيان كرده است .

حسبت پزشكى و امتحان پزشكان

در اسلام پزشك مسئول شناخته شده و در صورت ناآشنايى و تقصير در برابر بيمار ضامن است و اين امر مستند به حديثى است كه از پيغمبر اكرم روايت شده كه « من تطبّب و لم يعلم منه الطّب قبل ذلك فهو ضامن » « 64 » يعنى كسى كه پزشكى بورزد درحالىكه دانش آن را پيش از آن نداشته باشد او ضامن است . براى نظارت بر امر پزشكى و درستى آن حسبت و احتساب كه در ساير مشاغل جريان داشت در پزشكى هم جريان دارد و دانشمندانى كه به تأليف كتاب در امر حسبت پرداخته‌اند فصلى از كتاب خود را اختصاص به حسبت پزشكى داده‌اند . مثلا شيزرى در كتاب نهاية الرتبه فصلى را اختصاص به
هامش
( 62 ) . التصريف ، ص 167 . ( 63 ) . مأخذ پيشين ، ص 339 . ( 64 ) . مهدى محقق ، « زهراوى و كتاب التصريف » ، مجلهء نشر دانش ، سال 3 ، شمارهء 3 ، صص 75 - 76 و نيز رجوع شود به الالات الجراحية عند العرب ، عبد اللطيف البدرى ، ص 423 .