انجام مىگرفت . ظاهرا ، نخستين بيمارستان در اسلام به فرمان هارون الرشيد ، در بغداد ، به سياق بيمارستان جندى شاپور تأسيس شد كه مسئوليت آن را جبرئيل بن بختيشوع عهدهدار بود « 51 » . از برنامهء تدريس و كيفيت آن بيمارستانها اطلاع دقيقى در دست نيست . محمد بن زكرياى رازى بيشتر مشاهدات بالينى خود را مبتنى بر آنچه در بيمارستانهاى رى و بغداد ديده است مىكند « 52 » و كتابى دربارهء نسخههاى دارويى براى بيماريهاى مختلف كه در بيمارستان بايد عمل شود ، از شيخ سديد بن ابى البيان اسرائيلى ، تحت عنوان الدستور البيمارستانى در دست است كه روشنگر جنبههاى تدريس عملى در بيمارستان مىباشد « 53 » . گذشته از سه طريقى كه ياد شد ، برخى از پزشكان از منزل خود و يا از مساجد براى تعليم پزشكى استفاده مىكردند ؛ چنانكه ابو عبيد جوزجانى ، شاگرد ابن سينا ، نقل مىكند كه استاد به جهت اشتغالات روزانه به كارهاى ديوانى و ادارى ، شبها به تدريس مىپرداخت و براى گروهى شفا در فلسفه و براى گروهى ديگر قانون در طب و براى گروه سوم كتابى ديگر را تدريس مىكرد « 54 » . و يا ابن ميمون به شاگرد خود ابن تبون مىنويسد كه صبحها گرفتار معالجهء سلطان و خانوادهء اوست و عصرها به درمان بيماران متفرقه مىپردازد و فقط شبهاست كه در منزل و در بستر بايد شاگردان خود را تدريس كند « 55 » .
از مطاوى كتب تاريخى به دست مىآيد كه علم پزشكى ، در جنب علوم دينى ، در برخى از مساجد تدريس مىشده است ؛ از جمله ، در مسجد ابن طولون كه پزشكى و معرفة الميقات را درس مىدادند .
و در مسجد الازهر ، پس از فراغت از دروس دينى ، يعنى هنگام ظهر ، به تدريس پزشكى مشغول مىشدند « 56 » .
جراحى در اسلام
در كتب طبى اسلامى از عمل جراحى تعبير به « علاج الحديد » و « الاعمال بالحديد » و « عمل اليد » و « صناعة اليد » شده است و كلمهء « دستكارى » كه ترجمهء فارسى « عمل اليد » است در كتابهاى پزشكى اسلامى نيز ديده مىشود « 57 » . مسلمانان با در دست داشتن منابع سرشار يونانى و سريانى و
هامش
( 51 ) . براى آگاهى از بيمارستانهاى اسلامى رجوع شود به تاريخ البيمارستانات فى الاسلام ، احمد عيسى .
( 52 ) . الشكوك على جالينوس الحكيم ، رازى ، ص 25 .
( 53 ) . مجلهء موسسهء مصر ، ج 14 ، سال 1932 - 1933 . در آغاز آن آمده است : « جمعه مما اتضح نفعه بالاستعمال فى البيمارستان الناصرى بالقاهرة و غيره من دور التداوى فى مصر و الشام و العراق و الحوانيت الصيادلة » .
( 54 ) . تاريخ الحكماء ، قفطى ، ص 563 .
( 55 ) . بيست گفتار ، مهدى محقق ، ص 339 ، به نقل از ص 227 متفرقات ادب ، عبرى .
( 56 ) . حسن المحاضرة فى اخبار مصر و القاهرة ، سيوطى ، ج 2 ، ص 138 .
( 57 ) . از جمله ، رهاوى در ادب الطبيب ، ص 209 و ثعالبى در يتيمة الدهر ، ج 3 ، ص 366 و جرجانى در اغراض