تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه متون و مقالات در تاريخ و اخلاق پزشكى در اسلام و ايران ( فارسى ) — صفحة 317

مساهمون:

ص٣١٧
مىشود ، همچنان‌كه آن دلاور بايد همهء ابزارى كه با آن به مقابلهء دشمن مىپردازد همراه داشته باشد ؛ زيرا ، او نمىداند كدام دشمن بر او برمىجهد و با كدام اسلحه به‌سوى او مىآيد و با چه حيله‌اى بايد او را گرفتار سازد . همچنين ، پزشك هرگاه بر بيمار وارد مىشود بايد آشنا به تركيب بدن و مزاج اعضاى آن و امراض حادث در آن باشد و بداند كه اسباب و اعراض و علاجات و داروهاى سودمند براى آن بيمارى چيست و هرگاه آن داروها يافت نشود چه چيز را بايد بدل آن قرار دهد « 70 » . اگر پزشك مزاج بيمار را در حال تندرستى مشاهده نكرده باشد قوت بيمارى را از ضعف آن باز نمىشناسد و نمىتواند چنان‌كه سزاوار است به درمان بپردازد و نيز پزشك بايد از اخلاق بيمار و آرزوهايش در حال تندرستى آگاه باشد تا در بيمارى بتواند او را به آنها اميدوار و روحيهء او را قوى سازد « 71 » .

پزشكى در شعر عربى

دانشمندان اسلامى براى آسانى در يادگيرى و سهولت در حفظ ، علوم مختلف را به نظم درآورده‌اند كه معروف‌ترين آنها الفيهء ابن مالك در علم نحو است و بحر رجز را براى اين امر برمىگزيدند كه روان‌تر است براى يادگيرى و حفظ و نقل ، و از اين روى است كه اين منظومه‌هاى علمى را ارجوزه مىخواندند . مشهورترين اثر منظوم در علم پزشكى ارجوزهء ابن سيناست . او مقدمه‌اى بر ارجوزهء خود دارد كه در آن چنين گويد : « عادت حكما و فضلاى سلف كه در خدمت شاهان و اميران و خلفا و وزيران و قاضيان و فقيهان بوده‌اند بر اين جارى شده است كه تصنيفاتى از نظم و نثر و تأليفاتى از صنايع و علوم داشته باشند ؛ خاصه شاعرانى كه پزشك بودند . اينان ارجوزه‌هاى بسيارى را به نظم درآوردند و كناشهاى بسيارى را تأليف كردند كه با آن الكن از راجز و ماهر از عاجز باز شناخته مىشود و اين امر موجب گرديد كه شاهان بر قوانين طب و روشهاى حكمت آگاهى يابند و من ديدم كه در فلان سرزمين صناعت طب در محاضرات مجالس و مناظرات بيمارستانها و مدارس راه ندارد و كسانى به طب پرداخته‌اند كه نه مايه‌اى از فنون آن را مىدانند و نه آشنا با قوانين آن هستند و نه صورتى از آن را در نفس دارند . خصوصا كه به درس نپرداخته‌اند و كسانى در طب به صدارت و شيخوخت رسيده‌اند كه در اين صناعت راسخ نبوده‌اند . پس ، من سنت پيشينيان و روش حكيمان را پيمودم و اين ارجوزهء طبى را به خدمت وزير فقيه قاضى اجل . . . تقديم كردم » .
هامش
( 70 ) . دعوة الاطباء ، ابن بطلان ، ص 24 . ( 71 ) . النوادر الطبية ، يوحنا بن ماسويه ، ص 22 .