تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه متون و مقالات در تاريخ و اخلاق پزشكى در اسلام و ايران ( فارسى ) — صفحة 304

مساهمون:

ص٣٠٤
شفا بده ، اگر مورد دعا بهبود نيابد جاى سؤال و پرسش است « 15 » » . ابن خلدون نيز هنگام ذكر طب اهل باديه مىگويد كه اين طب براساس منقولات مشايخ و عجايز است و براساس قانون طبيعى و موافقت مزاج نيست . او سپس مىگويد : طبى كه در شرعيات نقل شده است از اين قبيل است و ارتباطى با وحى ندارد ؛ زيرا ، پيغمبر اسلام ( ص ) از جانب خداوند مبعوث گرديد تا ما را شرايع بياموزد نه اينكه پزشكى و ساير امور عادى را براى ما معرفى نمايد ، و حتى او وقتى در مورد تلقيح نخل نظر خود را اظهار داشت فرمود : « من نظر خود را مىگويم و شما خود داناتر به امور دنياى خود هستيد » . ابن خلدون در پايان مىگويد كه به كار بردن طب شرعى از روى تبرك و صدق عقد ايمانى اثرى عظيم و سودمند دارد و اين اثر مستند به طب مزاجى نيست ، بلكه به صدق ايمان مرتبط مىشود « 16 » .

طب ايرانى

بيمارستان جندى شاپور يكى از مراكز عمدهء پزشكى بود كه سنت پزشكى آن از پيش از اسلام به بعد از اسلام منتقل گشت . در آغاز كليله و دمنه ، داستان برزويهء طبيب نشان‌دهندهء اخلاق پزشكيى است كه حاكم بر پزشكان آن زمان بوده « 17 » و همچنين است ضرب‌المثل اخلاقيى كه فردوسى به شعر درآورده و گفته است :
پزشكى كه باشد به تن دردمند * ز بيمار چون بازدارد گزند « 18 »
از همين دوره است كه در اسلام اين حقيقت به پزشك روحانى تسرى داده شد و عالمان بىعمل را به « طبيب يداوى النّاس و هو عليل » « 19 » تشبيه كرده‌اند . پزشكان در دورهء پيش از اسلام مقامى ارجمند را دارا بودند و يكى از چهار طبقهء مهم اهل علم به شمار مىآمدند . چه آنكه علما بر چهار گروه بودند : پجشكان ( پزشكان ) ، استاراشماران ( ستاره‌شماران يا منجمان ) ، زميك‌پتمانان ( زمين پيمايان يا مهندسان ) ، داناكان ( دانايان يا فيلسوفان ) « 20 » . در ايران قديم ، گذشته از بيمارستانها كه عملا بيماران در آنجا مداوا مىشدند و شاگردان نزد پزشكان استاد كارورزى مىكردند ، برخى از مراكز علمى وجود داشت كه كتب علمى ، خاصه كتابهاى پزشكى ، مورد استنساخ و استكتاب قرار
هامش
( 15 ) . البرصان و العرجان و العميان و الحولان ، ابو عثمان عمرو بن بحر الجاحظ ، ص 414 . ( 16 ) . مقدمهء ابن خلدون ، ص 414 . ( 17 ) . كليله و دمنه ، تصحيح مجتبى مينوى ، صص 44 - 58 . ( 18 ) . ناصرخسرو نيز گويد :كى شود هيچ دردمند درست * زين طبيبان كه زار و بيمارند( 19 ) . مجمع الامثال ، ميدانى ، ص 384 . ( 20 ) . مسائل زردشتى در كتابهاى قرن نهم ميلادى ، هارولدبيلى ، ص 78 .