پزشكى اسلامى و ابعاد مختلف آن
مقدمه
علم پزشكى از علومى است كه در اسلام بسيار گسترش يافته است . اين گسترش گاه به موضوعات مختلف ارتباط پيدا مىكند همچون پزشكى و دامپزشكى و داروشناسى ، و گاه به كيفيت درمان همچون كى و جبر و عمل اليد ، و گاه به روش درمان همچون روش اصحاب قياس و اصحاب تجارب و اصحاب طب حيلى « 1 » ، و گاه به حالتهاى مختلف انسانها مانند تدبير الاصحّا يعنى پزشكى كسانى كه از سلامتى برخوردارند ، و گاه به سن بيماران همچون تدبير المولودين « 2 » و تدبير الصّبيان « 3 » و تدبير الشمايخ « 4 » و نيز با توجه به گستردگى حوزهء علمى كه تحت قلمرو مسلمانان بوده ، كه از اسپانيا تا چين و از شمال آسيا تا قلب افريقا امتداد داشته است ، و دانشمندانى كه در چهارده قرن در اين محدودهء وسيع پيدا شدند و آثار مختلفى كه به رشتهء تحرير درآوردند در يك مقاله يا دو مقاله قطرهاى از اين درياى پهناور را نمىتوان عرضه داشت ولى به گفتهء مولانا جلال الدين :
آب دريا را اگر نتوان كشيد * هم بهقدر تشنگى بايد چشيد
هامش
( 1 ) . براى آگاهى از روش تفصيلى اين سه مكتب رجوع شود به كتاب جالينوس فى فرق الطب للمتعلمين ، نقل ابى زيد حنين بن اسحق العبادى المتطبب كه به تحقيق و تعليق محمد سليم سالم ، چاپ شده است . اثر اين سه فرقه در اسلام نيز مشاهده مىشود . رجوع شود به بحثى كه در حضور الواثق باللّه در ميان فلاسفه و متطببان درگرفته بر سر اين موضوع كه كدامين روش در پزشكى استوارتر و سودمندتر است . مروج الذهب ، مسعودى ، ج 4 ، ص 77 .
( 2 ) . عريب بن سعد الكاتب القرطبى كتابى تحت عنوان كتاب خلق الجنين و تدبير الحبالى و المولودين تأليف كرده است .
( 3 ) . ابن الجزار قيروانى كتابى تحت عنوان سياسة الصبيان و تدبيرهم تأليف كرده است .
( 4 ) . جالينوس در كتاب فى اجزاء الطب ، ص 25 ، تدبير المشايخ را يكى از فروع علم پزشكى بهشمار آورده و محمد بن زكرياى رازى از آن به تعبير به « تدبير الشيخوخة » كرده است . الحاوى فى الطب ، ج 16 ، ص 44 .