تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه متون و مقالات در تاريخ و اخلاق پزشكى در اسلام و ايران ( فارسى ) — صفحة 284

مساهمون:

ص٢٨٤
فضيلت شهرت دارند به آن مىافزاييم . پس مىگويم : جالينوس در جاهاى متعدد از كتابهايش مىگويد كه او در زمان شاه ادريانوس بوده و به خدمت انطونيس ، كه پس از مرگ ادريانوس به شاهى رسيد ، مخصوص گرديده و داستانى را كه او در دو ثلث اول از كتاب خود معروف به الادوية المقابلة للادواء ( داروهاى ضد دردها ) آورده براى اثبات اين امر كفايت مىكند . جالينوس گفته است : من زمانى براى انطونيس ترياق تهيه مىكردم . ظروفى را پر از دارصينى ( دارچين ) نزد او ديدم ، كه بخشى از آن از زمان طراياونوس و بخشى ديگر از زمان ادريانوس نگهدارى شده بود ، و من ديدم كه همهء انواع دارصينى كه از يك جنس بودند هريك از آنها بر ديگرى در قوّت و ضعف و مزه و بوى ، برحسب قدمت زمان ، برترى داشت . از سرزمين بربر ظرفى براى ما آورده بودند كه طول آن چهار ذرع و نيم بود و در آن درخت دارصينى درجهء يك قرار داشت . من از آن معجونى براى شاه مرقس ، كه انطونيس ناميده مىشد ، برگرفتم و آن معجون را برترين معجونات يافتم . چنان‌كه وقتى شاه آن را چشيد مدتى نگذاشت كه بگذرد و استوارى يابد ، چنان‌كه در مورد ساير معجونها انجام مىدهند ، ولى آن را در همان‌جا استعمال كرد بدون آنكه آن را دو ماه رها كند . هنگامى كه پس از او قومودس كه توجهى به ترياق و دارصينى نداشت ، مملكت را به ارث گرفت آنچه از درخت دارصينى باقىمانده بود و نيز هر دارصينى كه پس از ادريانوس آورده بودند نابود گرديد . تا اينكه شاه ماسورس فرمان داد تا براى او ترياقى ، همچنان‌كه براى انطونيس مىگرفتند ، گرفته شود . من ناچار شدم كه براى ساختن آن دارصينى برگزينم . سپس ، براى من كاملا آشكار گرديد كه آن ضعيف‌ترين ترياق گرديده ، زيرا بر دارصينى آن سى سال كامل نگذشته بوده است . على گفت : و بطلميوس در كتاب مجسطى ياد كرده كه او سه كسوف قمرى را در اسكندريه ، در زمان شاه ادريانوس ، رصد كرده است ، و او در مقالهء سوم مىگويد : ما اعتدال خريفى را با نهايت احتياط و بركنارى از خطا در سال سوم سلطنت انطونيس رصد كرديم كه آن سال صد و شصت و سه از وفات اسكندر بود . على گفت : بنابراين ، جالينوس معاصر بطلميوس بوده است ، و به جدول سالهاى شاهان كه مراجعه كردم زمان ميان وفات اسكندر و آغاز سلطنت انطونيس را ، كه نام او مرقس بود ، چهارصد و شصت سال يافتم . پس ، اين تاريخ درستى است كه شبهه‌اى در آن وجود ندارد ، و همانا ارسطو معاصر اسكندر ، و افلاطون معلم ارسطو ، و سقراط معلم افلاطون بوده است ، و جالينوس بالفظ خود در پايان مقالهء نخستين از تفسيرش بر كتاب طبيعة الانسان مىگويد كه چون افلاطون فيلسوف گواهى داده است كه از بقراط علم را اخذ كرده پس او معاصر شاگردان بقراط بوده است ، و در جدولهاى تاريخ