كتابهاى عملى ، به خواندن كتاب طبيعة الانسان مىپردازند و اين كتابها را چنانكه سزاوار است مىخوانند . ترتيب ديگر آن است كه با روش اصحاب قياس مطابقت دارد كه با قرائت كتاب طبيعة الانسان شروع مىكنند و سپس ، به حفظ كتاب الفصول و كتاب تقدمة المعرفه مىپردازند و پس از فراغت از اين كتابها ، كتاب قاطيطرون را شروع مىكنند و سپس ، به ساير كتب عملى او مىپردازند .
باب دوم ، در شناسانيدن بقراط
مىگويند معنى كلمهء بقراط « نگهدارندهء اسب » است . چنين نقل شده :
اتفاق افتاد كه مردى زورمند با يك دست خود بر سر يا گردن اسبى سركش و با دست ديگر به ته دم او كوبيد و او را ايستاده نگه داشت ، چنانكه اسب نتوانست حركت كند . مردم از پرزورى او در شگفت شدند و او را « بقراطيس » يعنى نگهدارندهء اسب ناميدند و اين نام در ميان يونانيان شهرت يافت ، چنانكه ضربالمثل شد براى هركه زورمند بود و يونانيان فرزندان خود را بدين نام خواندند ، همچنانكه ما تا امروز فرزندان خود را اسد ( شير ) و صاعد ( بالارونده ) و مانند آن مىخوانيم .
از ميان دانشمندان يونان پنج تن به اين نام مشهور بودند : يكى از آنان همان است كه ارسطو در گفتار نخستين از سماع طبيعى نام برده و در جاى ديگر نيز گفته است كه او مردى مهندس بود كه مىپنداشت كه تربيع دايره را او كشف كرده است ؛ زيرا ، اين مسئله تا امروز مورد اختلاف ميان مهندسان بوده است . و چهار تن ديگر پزشكانى هستند كه جالينوس از آنان در تفسيرهاى خود بر كتابهاى بقراط ياد كرده است . او در مقالهء خود دربارهء نوزادان هفت ماهه در رحم گفته است كه مفسران كتابهاى بقراط فاضل اختلاف دارند . برخى از آنان گفتهاند كه همهء اين كتابها را يك بقراط نوشته است . برخى ديگر گفتهاند كه اين كتابها از يك بقراط نيست ، زيرا ، كسانى كه به نام بقراط خوانده مىشدند چهار تن ، يكى پس از ديگرى ، بودند . نخستين آنان ، بقراط بن اغنوسيديقس ، و دومى ، بقراط بن ايراقليدس و سومى ، بقراط بن ثاسالس و چهارمى ، بقراط بن دراقن ، و همهء اينها داراى كتاب بودهاند . و جالينوس در گزارش خود بر كتاب طبيعة الانسان بقراط گفته است كه بقراط بزرگ دو فرزند داشته يكى ثاسالس و ديگرى دراقن و هريك را فرزندى به نام بقراط بوده است .
على گفت :
جالينوس اين مطلب را در جاهاى ديگر از كتابهاى خود ياد كرده و گفته است كه ثاسالس ، فرزند بقراط ، از پيشروان صناعت پزشكى بوده است ؛ ولى ، او جاى پدر خود را در تعليم در شهر خود نگرفت ، بلكه مصاحب شاه ارسالاوس گرديد . و آن را كه بقراط در تعليم