تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه متون و مقالات در تاريخ و اخلاق پزشكى در اسلام و ايران ( فارسى ) — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦
به سريانى ترجمه كرد و من آن را به عربى ، براى محمد بن موسى ، ترجمه كردم . و مقالهء دوم را نيز در سه مقاله گزارش كرده كه ايوب آن را به سريانى ترجمه كرده و من آن را به عربى ترجمه كرده‌ام . و مقالهء سوم را در شش مقاله گزارش كرده است . نسخهء يونانى اين كتاب به دست من افتاد ، ولى مقالهء پنجم از گزارش از آن ساقط شده بود و پر غلط و از هم گسيخته و نامنظم بود و من آن را مرتب گردانيدم و به يونانى نوشتم ، و سپس آن را به سريانى و عربى براى محمد بن موسى ترجمه كردم و مقدار كمى از آن بازمانده بود كه واقعه‌اى براى كتابهاى من رخ داد و پايان رسانيدن آن را به تعويق انداخت . مقالهء ششم را در هشت مقاله گزارش كرده و ايوب آن را به سريانى ترجمه كرده و نسخهء اين مقاله از كتاب اپيدمى ، همهء آن ، در ميان كتابهاى من موجود است . و جالينوس از كتاب اپيدمى فقط اين چهار مقاله را ترجمه كرده ، ولى سه مقالهء ناقص يعنى چهارم و پنجم و هفتم را گزارش نكرده ؛ زيرا ، گفته است كه آنها ساختگى است و به بقراط نسبت داده شده و سازندهء آن استوار در علم نبوده است . و من به ترجمهء گزارش مقالهء دوم از اپيدمى جالينوس ، خود ترجمهء متن سخن بقراط را به سريانى و عربى هريك جداگانه افزودم . سپس ، هشت مقاله‌اى را كه جالينوس در آن مقالهء ششم از كتاب اپيدمى را گزارش كرده به عربى ترجمه كردم . وقتى از گزارش جالينوس از چهار مقاله از كتاب بقراط كه معروف به اپيدمى است ، يعنى مقالهء اول و دوم و سوم و ششم ، نوزده مقاله فراهم گشت مطالب آن را به صورت پرسش و پاسخ به سريانى مختصر گردانيدم و عيسى بن يحيى آن را به عربى ترجمه كرد .

96 . تفسيره لكتاب الاخلاط

گزارش او از كتاب اخلاط ؛ جالينوس گفته است كه آن را در سه مقاله قرار داده و من نسخهء يونانى اين كتاب را در زمان پيشين نديده بودم ، سپس آن را يافتم و به سريانى با متن سخن بقراط ترجمه كردم و عيسى بن يحيى آن را به عربى ، براى ابو الحسن احمد بن موسى ، ترجمه كرد .

97 . تفسيرة لكتاب تقدمة الانذار

گزارش او از كتاب تقدمة الانذار ؛ تا اين زمان نسخه‌اى از آن را نيافته‌ام .

98 . تفسيره لكتاب قطيطريون

گزارش او از كتاب دكان پزشك ؛ اين كتاب را جالينوس در سه مقاله گزارش كرده است . نسخه‌اى يونانى از اين كتاب به دستم رسيد و فرصت خواندن آن براى من پيدا نشد چه رسد به ترجمهء آن و كسى را نمىشناسم كه آن را ترجمه كرده باشد . و نسخهء يونانى آن در ميان كتابهاى من بود . سپس ، آن را به سريانى ترجمه كردم و براى آن جوامعى ساختم . سپس ، حبيش آن را براى محمد