تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه متون و مقالات در تاريخ و اخلاق پزشكى در اسلام و ايران ( فارسى ) — صفحة 235

مساهمون:

ص٢٣٥
مىآيد ، و غرض او در آن از عنوان آن آشكار مىگردد . من اين كتاب را به سريانى براى فرزندم ، و نيز آن را به عربى ، براى ابو الحسين على بن يحيى ، ترجمه كردم .

51 . كتابه فى خصب البدن

كتاب او در خصب بدن ؛ اين كتاب در يك مقالهء كوچك است ، و غرض او در آن از عنوان آن آشكار مىگردد . من اين كتاب را با مقاله‌اى كه پيش از آن است به سريانى ترجمه كردم ، و على بن يحيى از من خواسته بود كه آن را به عربى ترجمه كنم ولى من خود را آماده براى آن نمىديدم ، و حبيش آن را براى ابو الحسن احمد بن موسى ، به عربى ، ترجمه كرد .

52 . كتابه فى سوء المزاج المختلف

كتاب او در بديهاى مختلف مزاج ؛ اين كتاب در يك مقاله است ، و غرض او در آن از عنوان آن آشكار مىگردد . او در اين كتاب بيان كرده است كه كدام‌يك از بديهاى مزاج در همهء بدن يكسان است و حال آن چگونه است و كدام‌يك از آنها در اعضاى بدن مختلف است . اين كتاب را ايوب ترجمه كرد و نسخهء آن به يونانى نزد من بود و هنوز وقت خواندن آن را نكرده بودم ، سپس آن را به عربى ، براى ابو الحسن احمد بن موسى ، ترجمه كردم .

53 . كتابه فى الادوية المفردة

كتاب او در داروهاى ساده ؛ اين كتاب را جالينوس در يازده مقاله قرار داده است و چنان‌كه ياد كردم ، به دنبال مقالهء سوم از كتاب مزاج مىآيد . در دو مقالهء اول ، خطاى كسانى كه راههاى نادرست را در حكم بر نيروهاى داروها پيموده‌اند آشكار ساخته است . سپس در مقالهء سوم ، اصلى درست را براى همه‌گونه شناخت حكم نيروهاى اول داروها پايه نهاده است . سپس در مقالهء چهارم ، امر نيروهاى دوم را كه مزه‌ها و بويها باشد بيان كرده و آنچه را كه از اينها بر نيروهاى نخستين داروها استدلال مىشود خبر داده است . و در مقالهء پنجم ، به توصيف نيروهاى سوم از داروها ، كه عبارت از اثر آنها در بدن از قبيل گرم كردن و سرد كردن و خشك ساختن و تر ساختن باشد ، پرداخته است . و سپس ، در سه مقاله‌اى كه پس از اين مىآيد ، نيروى يك‌يك از داروها را كه اجزاء گياهان است وصف كرده و بعد در مقالهء نهم ، نيروهايى كه اجزاء زمين است ، يعنى انواع خاكها و گلها و سنگها و معدنها ، را بيان كرده و سپس در مقاله دهم ، نيروى داروهايى كه در بدن جانوران و در مقالهء يازدهم ، نيروى داروهايى را كه در دريا و آب شور به‌وجود مىآيد توصيف كرده است . يوسف خورى جزء اول را كه پنج مقاله است ترجمه‌اى نادرست و نارسا ، به سريانى ، كرده بود . سپس ، ايوب آن را ترجمه‌اى بهتر از ترجمهء يوسف كرد ؛ ولى چنان‌كه بايد آن را متخلص نگردانيد