آنكه خود يك حركت دارد . و در آن كتاب ، از نفس نيز بحث مىكند كه آيا آن از حركات ارادى يا حركات طبيعى است و بررسى مىكند در آن از چيزهاى لطيف بسيارى از اين فن و اين كتاب را من به سريانى ترجمه كردهام و كسى پيش از من آن را به اين زبان ترجمه نكرده است ، و اصطفن آن را به عربى ترجمه كرده است و محمد بن موسى از من خواست كه آن را با يونانى مقابله و اصلاح كنم و من آن را انجام دادم .
40 . كتابه فى اعتقاد الخطأ الذى اعتقد فى تمييز البول من الدم
كتاب او در رأى خطاى كسى كه به جدايى ميان بول و خون معتقد شده است ، اين كتاب يك مقاله است و من به نسخهاى از آن به زبان يونانى برخوردم و آمادگى خواندن آن به من دست نداد تا چه رسد به ترجمهء آن ، و ديگرى هم آن را ترجمه نكرده است .
41 . كتابه فى الحاجة الى النبض
كتاب او در نياز به نبض ؛ اين كتاب يك مقاله است و در آن منفعت نبض را بيان كرده است . من آن را به سريانى براى سلمويه بن بنان ترجمه كردم و حبيش آن را با كتاب بزرگ در نبض به عربى ترجمه كرد [ و اسحاق بن حنين آن را ، پس از مرگ پدرش ، ترجمه كرد ] .
42 . كتابه فى الحاجة الى التنفس
كتاب او در نياز به تنفس ؛ اين كتاب نيز يك مقاله است ، ولى بزرگ است . او در اين كتاب بررسى مىكند كه منفعت تنفس چيست . و گمان نمىكنم كه اين كتاب به سريانى ترجمه شده باشد ، ولى اصطفن آن را به عربى ترجمه كرد و من نيز نيمى از آن را ، براى محمد بن موسى ، به عربى ترجمه كرده بودم ، ولى عارضهاى به من رخ داد كه من را از پايان رساندن آن بازداشت . سپس عيسى ، شاگرد من ، از من خواست كه آن را به سريانى ترجمه كنم و من آن را به خاطر محبت به او انجام دادم .
43 . كتابه فى العروق الضوارب هل يجرى فيها الدم بالطبع ام لا
كتاب او در رگهاى زننده كه آيا خون در آنها بالطبع جريان دارد يا نه ؛ اين كتاب نيز يك مقاله است و غرض او در آن كتاب با عنوان آن تطبيق مىكند . من ، در وقتىكه كودكى بودم ، آن را به سريانى براى جبرئيل ترجمه كردم ، ولى اطمينان به درستى آن نداشتم ؛ زيرا ، نسخهء آن يكى بود و خطا در آن بسيار وجود داشت . سپس ، من بالاخره ترجمهء آن را به سريانى به پايان رساندم و عيسى بن يحيى آن را ، به عربى ، ترجمه كرد .