نسخهء كتاب نزد من بود . سپس ، من آن را به سريانى و پس از آن به عربى ، براى محمد بن موسى ، ترجمه كردم .
48 . كتابه فى آلة الشم
كتاب او در ابزار بويايى ؛ اين كتاب نيز در يك مقاله است و نسخهء يونانى آن نزد من بود ، جز اينكه من وقت ترجمهء آن را نداشتم . و سپس ، اسحاق بن حنين آن را به عربى ترجمه كرد .
49 . كتابه فى منافع الاعضاء
كتاب او در سود اندامها ؛ اين كتاب را در هفده مقاله قرار داده است . در مقالهء اول و دوم ، حكمت بارى تعالى را در استوارى آفرينش دست و در مقالهء سوم ، حكمت او را در استوارى آفرينش پا بيان كرده است . در مقالهء چهارم و پنجم ، حكمت او را در ابزارهاى غذا و در مقالهء ششم و هفتم ، امر ابزارهاى دم زدن و در مقالهء هشتم و نهم ، آنچه مربوط به سر است و در مقالهء دهم ، آنچه مربوط به دو چشم و در مقالهء يازدهم ، ساير چيزهايى كه در روى قرار دارد و در مقالهء دوازدهم ، نواحى سينه و دو شانه گزارش شده است . سپس ، در دو مقالهء پس از آن ، حكمت اندامهاى توليد و در مقالهء پانزدهم ، احتجاجى مناسب براى آنچه در آن مقاله و آنچه پس از آن است آورده است و در مقالهء شانزدهم ، امر ابزارهايى كه در همهء بدن مشترك است - يعنى رگهاى زننده و غير زننده و اعصاب - را بيان كرده است . سپس در مقالهء هفدهم ، حال جميع اعضا و اندازههاى آنها را توصيف كرده و همهء منافع آن كتاب را بيان داشته است .
اين كتاب را سرجس به سريانى ترجمهاى نارسا كرده بود ، و من آن را به سريانى ، براى سلمويه ، ترجمه كردم و حبيش آن را به عربى ، براى محمد ، ترجمه كرد و من مقالات را تصفح و ساقطها را اصلاح كردم و بر اصلاح باقى آن هستم [ حنين ، بعد از اين قول ، مقالهء هفدهم از اين كتاب را به عربى ترجمه كرده است ] .
سپس ، به دنبال اين كتابها ، كتابهايى كه خواندن آن پيش از خواندن كتاب حيلة البرء لازم است مىآيد و من برخى از اين كتابها را ياد كردم ، از جملهء آنها : كتاب اركان و كتاب مزاج و كتاب علل و اعراض و كتاب تعرف علل الاعضاء الباطنة و كتاب اصناف الحميات و كتاب صناعت . و از كتابهايى كه در شناسايى پيشين است ، كتاب بحران و كتاب بزرگ و كوچك او در نبض است و من اكنون به وصف آنچه از اين كتابها بازمانده است مىپردازم .
50 - كتابه فى افضل هيأت البدن
كتاب او در برترين هيئت تن ؛ اين كتاب در يك مقاله است كه به دنبال دو مقالهء اول از كتاب مزاج