و بعد من آن را براى سلمويه ترجمه و در تخلص آن مبالغه ورزيدم ، و جزء دوم از اين كتاب را سرجس ترجمه كرده بود ، و يوحنا بن ماسويه از من خواست كه جزء ثانى از اين كتاب را مقابله و اصلاح كنم من آن را انجام دادم - هرچند بهتر آن بود كه آن را ترجمه مىكردم - و حبيش اين كتاب را براى احمد بن موسى به عربى ترجمه كرد [ حنين ، پس از اين گفتار ، كتاب را به سريانى تلخيص و پنج مقالهء اول را براى على بن يحيى ترجمه كرده است ] .
54 . كتابه فى دلائل علل العين
كتاب او در نشانههاى بيماريهاى چشم ؛ اين كتاب در يك مقاله است كه آن را در روزگار جوانى براى پسرى كحال نوشته و در آن بيماريهايى كه در هريك از طبقات چشم است خلاصه كرده و نشانههاى آن را توصيف كرده است . سرجس اين كتاب را به سريانى ترجمه كرده و نسخهء يونانى آن نزد من بود ، ولى فرصت ترجمهء آن را پيدا نكردم .
55 . كتابه فى اوقات الامراض
كتاب او در اوقات بيماريها ؛ اين كتاب نيز در يك مقاله است و در آن اوقات چهارگانهء بيماريها ، يعنى ابتدا و تزيد و وقوف و انحطاط ، را توصيف كرده است . ايوب اين كتاب را ترجمه كرده و نسخهء يونانى آن نزد من بود و مجال ترجمهء آن را نيافتم ؛ سپس ، من آن را به سريانى ترجمه كردم و عيسى بن على آن را به عربى ترجمه كرد .
56 . كتابه فى الامتلاء
كتاب او در امتلا ؛ اين كتاب نيز در يك مقاله است و در آن كثرت اخلاط و نشانههاى هريك از آنها را توصيف مىكند . من ، در همين نزديكى ، آن را براى بختيشوع ترجمه كردم ، بر طبق عادت خود در ترجمه كه رساترين و بارورترين زبان و نزديكترين آن را به يونانى - بدون تجاوز به حق سريانى - به كار مىبرم . سپس ، بختيشوع از من خواست كه ترجمهء او را به زبانى آسانتر و هموارتر و فراختر از زبان اول انجام دهم و من هم انجام دادم ؛ و اصطفن اين كتاب را به عربى ترجمه كرده و من آن را نديدهام .
57 . كتابه فى الاورام
كتاب او در آماسها ؛ اين كتاب نيز در يك مقاله است و جالينوس آن را به اصناف الغلظ الخارج عن الطبيعة موسوم ساخته و در آن جميع اصناف آماس و نشانههاى آن را وصف كرده است .
من براى اين كتاب مجملى ، براساس تقسيم آن به ده مقاله كه مجمل آن را بيرون آورده بودم ،