27 . كتابه فى علم بقراط بالتشريح
كتاب او در علم بقراط به تشريح ؛ اين كتاب را در پنج مقاله قرار داده و آن را خطاب به فويثس در سنين جوانيش نوشته است و در آن بيان داشته است كه بقراط حاذق به علم تشريح بود و براى اثبات اين مدعا از همهء كتابهاى او شاهد آورده است . ايوب اين كتاب را به سريانى ترجمه كرده بود و من آن را با كتبى كه پيش از اين ياد شد ترجمه كردم و در تلخيص آن مبالغت ورزيدم و حبيش آن را براى محمد بن موسى ، به عربى ، ترجمه كرد .
28 . كتابه فى علم ارسسطراطس فى التشريح
كتاب او در علم ارسسطراطس در تشريح ؛ اين كتاب را در سه مقاله قرار داده ، و آن را نيز خطاب به فويثس در سنين جوانيش نوشته ، و در آن به شرح آنچه ارسسطراطس در همهء كتابهايش دربارهء تشريح نوشته پرداخته ، و صوابها و خطاهاى او را در آنها آشكار ساخته است . كسى اين كتاب را پيش از من ترجمه نكرده بود و من آن را با كتابهايى كه پيش از اين ياد كردم به سريانى ترجمه كردم ؛ جز اينكه از اين كتاب جز به يك نسخه ، كه افتادگى فراوان داشت و آخرش هم كمى ناقص بود ، دست نيافتم و با رنج فراوان توانستم آن را تلخيص كنم ، ولى مفهوم آن به دست آمد و من خودم را ملزم ساختم كه به اندازهء توانايى خود از آنچه جالينوس گفته عدول نكنم و حبيش آن را براى محمد بن موسى ، به عربى ، ترجمه كرد .
29 . كتابه فيما لم يعلم لوقس من امر التشريح
كتاب او در آنچه لوقس از امر تشريح ندانسته است ؛ او خود گفته است كه اين كتاب را در چهار مقاله قرار داده ، ولى من نه آن را ديدهام و نه شنيدهام كه كسى ديده باشد .
30 . كتابه فيما خالف فيه لوقس
كتاب او در آنچه به مخالفت لوقس پرداخته است ؛ او خود گفته است كه اين كتاب را در دو مقاله قرار داده و من آن را نديدم و كسى را نمىشناسم كه ديده باشد .
31 . كتابه فى تشريح الرحم
كتاب او در تشريح رحم ؛ اين كتاب داراى يك مقالهء كوچك است كه آن را براى زنى در سنين جوانيش نوشته و در آن همهء آنچه را مربوط به تشريح رحم است و نيز آنچه را هنگام زادن بروز مىكند بيان داشته است . اين كتاب را ايوب ترجمه كرده بود ، سپس من آن را با كتابهاى ديگر ، كه دربارهء تشريح به سريانى ترجمه كرده بودم ، ترجمه كردم و حبيش آن را به عربى ، براى محمد بن