در اولى ، كتابهاى طبى و در دومى ، كتابهاى منطقى و فلسفى و بلاغى و نحوى خود را ياد كرده است . ما اين دو مقاله را در برخى از نسخهها ، كه به يونانى است ، به هم پيوسته يافتيم چنانكه گويى آن دو يك مقاله است . جالينوس ، در اين كتاب ، كتابهايى را كه تأليف كرده است توصيف مىكند و نيز مقصود و داعى خود را از تأليف و همچنين نام كسانى را كه براى آنان تأليف كرده و سن خود را در هنگام نوشتن آنها ذكر كرده است . پيشتر از من ايوب رهاوى ، معروف به ابرش ، آن را به زبان سريانى ترجمه كرده بود و سپس ، من آن را به سريانى براى داوود متطبب و به عربى براى ابو جعفر محمد بن موسى ترجمه كردم . و چون جالينوس در اين كتاب همهء كتابهاى خود را ياد نكرده است ، من مقالهء موجزى به سريانى نوشته بدان افزودم و در آن بيان كردم كه جالينوس چه كتابهايى را در اين كتاب ياد نكرده و من آنچه را ديده و خوانده بودم برشمردم و علت ياد نكردن او را نيز بيان داشتم .
2 . فى مراتب قراءة كتبه
كتابى كه عنوان آن در مراتب قرائت كتابهاى او مىباشد يك مقاله است و منظور او از اين كتاب اين است كه چگونه بايد ترتيب خواندن كتابهاى او ، يكى پس از ديگرى ، از آغاز تا انجام رعايت شود . من اين كتاب را به سريانى ترجمه نكردم ، بلكه پسرم اسحاق آن را براى بختيشوع ترجمه كرد ، ولى من آن را به عربى براى ابو الحسن احمد بن موسى ترجمه كردم و اطلاع ندارم از اينكه كسى پيش از من آن را ترجمه كرده باشد .
3 . فى الفرق
كتاب او در فرقهها ؛ اين كتاب شامل يك مقاله است ، و منظور او در اين كتاب آن بوده است كه گفتار هر صنف از فرقههاى سهگانه را ، كه در جنس باهم اختلاف دارند ، توصيف كند و موارد ادعا و احتجاج و رد بر مخالفان هريك را بيان نمايد . و علت اينكه من استثنا قايل شدم و اختلاف در جنس را قيد نمودم اين است كه در هريك از اين سه فرقه ، فرقههاى ديگرى نيز يافت مىشوند كه در نوع مختلفند و مقالات صاحبان آن فرقهها ، كه داخل در طبند ، پس از امعان نظر در آن شناخته مىشود و اهميت هر صنفى از آن و چگونگى حكم به حق يا باطل بودن آن دانسته مىگردد . جالينوس اين مقاله را در جوانى ، در سن سى سالگى يا كمى بيشتر ، هنگامى كه براى نخستينبار وارد رم شده بود تأليف كرد . پيش از من ، مردى به نام ابن شهدا ، از اهل كرخ ، آن را به سريانى ترجمه كرده بود و او در ترجمه بسيار ناتوان بود .
سپس ، آن را من در جوانى ، در سن بيست سالگى يا كمى بيشتر ، براى طبيبى از اهل جندى شاپور به نام شيريشوع بن قطرب از نسخهاى يونانى كه افتادگى بسيار داشت ترجمه كردم ، و بعد شاگرد من حبيش از من خواست كه آن را اصلاح كنم ، در هنگامى كه من به حدود سن چهل سالگى رسيده بودم . در اين وقت من نسخههاى متعددى از يونانى گرد آورده بودم كه با يكديگر مقابله كردم تا اينكه نسخهاى فراهم