دانشجويان تأليف كرده است . سرجس آن را ترجمهاى نارسا كرده بود ؛ سپس ، من آن را پس از اندى سال براى يوحنا بن ماسويه ترجمه كردم و در ترجمهء آن نهايت شرح و ايضاح را براى استقصاى معانى آن منظور داشتم ؛ زيرا ، آن مرد سخن آشكار را دوست دارد و بر آن پيوسته ترغيب مىكند و پيش از آن ، آن را براى ابو جعفر محمد بن موسى ترجمه كرده بودم .
8 . فى العضل
كتاب او در عضلهها ؛ اين كتاب داراى يك مقاله است و جالينوس آن را خطاب به دانشجويان عنوان نساخته ، ولى اهل اسكندريه آن را در شمار كتابهاى او خطاب به دانشجويان وارد كردهاند . بدين معنى كه به اين دو مقاله سه مقالهء ديگر از جالينوس را كه خطاب به دانشجويان نوشته يعنى در تشريح عصب ، و در تشريح عروق غير ضوارب و در تشريح عروق ضوارب پيوسته و آن را كتابى واحد كه داراى پنج مقاله است قرار دادهاند و آن را به عنوان در تشريح خطاب به دانشجويان ناميدهاند . غرض جالينوس در آن اين است كه وضع جميع عضلاتى را كه در هريك از اعضاست به غايت استقصا وصف كند كه چند و چگونه است و هريك از آنها از كجا آغاز مىشود و كار هريك چيست . همهء آنچه را كه من براى تو در كتاب استخوانها از جالينوس و سرجس و خود بيان كردم در اين كتاب بدان ، جز اينكه من تاكنون آن را به عربى ترجمه نكردهام و حبيش بن الحسن آن را براى محمد بن موسى به زبان عربى ترجمه كرده است .
9 . فى العصب
كتاب او در عصب ؛ اين كتاب نيز داراى يك مقاله است و آن را خطاب به دانشجويان نوشته و غرض او در اين كتاب اين است كه چند جفت عصب از دماغ و نخاع مىرويد و آنها چه نوع و چگونه هستند و هريك از آنها چه تقسيماتى دارند و عمل آنها چيست و داستان اين كتاب همچون داستان كتاب عضلهها است .
10 . فى العروق
كتاب او در رگها ؛ اين كتاب نزد جالينوس يك مقاله است كه در آن به بيان وضع رگهاى زننده و رگهاى غير زننده پرداخته است . او اين كتاب را براى دانشجويان نوشته و خطاب به انطسثانس عنوان ساخته است ولى اسكندرانيان آن را دو مقاله گردانيده ، مقالهاى در رگهاى غير زننده و مقالهء ديگر ، در رگهاى زننده . و غرض او در اين كتاب اين است كه چند رگ از كبد مىرويد و آنها چه نوع و چگونه هستند و هريك را چه تقسيماتى است و چند شريان از قلب مىرويد و آنها چه نوع و چگونه هستند و هريك به چه تقسيم مىشوند و داستان اين مقاله مانند داستان مقالههاى گذشته است . من