79 . و ترجمهء كتاب كوچك مواليد از براهيمهر « 202 »
و اما آنچه فكاهت به شمار مىآيد از هزل و سخف ، كتابهاى زير را ترجمه كردم :
80 . داستان وامق و عذرا
81 . و داستان قسيم السرور و عين الحيات
82 . و داستان اورمزد و مهريار
83 . و داستان دو بت باميان « 203 »
84 . و داستان دادمه و گرامىدخت حهلى الوادى
85 . و داستان نيلوفر در قصهء دبيستى و بربهاكر
86 . و قافيهء الف از اتمام در شعر ابو تمام « 204 »
87 . و مقالهاى در استبحار در قد درختان
88 . و تحصيل راحت به تصحيح مساحت « 205 »
هامش
- وتدى از اوتادهاش و با شهادت اندر جاى خويش . پس اگر به وتدها چيزى نباشد به مايل وتد ، و گر نيز نباشد آن بود كى از طالع و خداوندش ساقط نيست . و نزديك هندوان آن كوكب است كى نوبت او راست به ولاى خداوندان روزها هر كوكبى را سالى و عملهاى ايشان اندر آن درازست . » التفهيم ، ص 518 .
( 202 ) . براهيمهر ، كه يكى از فاضلان آنان است ، هنگامى كه امر به تعظيم براهمه مىكند مىگويد : « يونانيان كه از نجسها به شمار مىآيند چون در علوم پيشرفت كردند و بر ديگران سرآمدند تعظيم آنان واجب است ؛ پس ، چرا اين را دربارهء برهمنان كه با شرافت علم به پاكى نايل شدند نگوييم » . ماللهند ص 17 . ابو ريحان در جايى ديگر مىگويد : « كتاب جاتك يعنى مواليد ، و برهمهر ( براهيمهر ) دو صورت از آن تأليف كرده « صغير » و « كبير » و آن را بلبهدر تفسير كرده و من صغير را به زبان عربى ترجمه كردم » . ماللهند ، ص 122 .
( 203 ) . نام اين دو بت كه به « سرخبت » و « خنگبت » اشتهار دارند در ادب فارسى مكرر ديده مىشود . خاقانى در منشأت خود ، ص 486 ، مىگويد : « در همهء نگارستان افلاك جزين سرخ بت بامداد و خنگ بت شامگاه نيافته كه عشقبازى نازكان را شايد » . و در ديوان ، ص 497 ، گويد :گر صبح رخ گردون ، چون خنگ بتى سازد * تو سرخ بتى از مى بنگار به صبح اندر( 204 ) . ابو تمام حبيب ابن اوس الطائى ، متوفا به سال 231 ، صاحب ديوان و كتاب الحماسة از شاعران معروف عرب است كه مورد عنايت ابو ريحان قرار گرفته است . ياقوت حموى مىگويد كه « اين مرد ، يعنى ابو ريحان ، اديب و اريب و لغوى بوده است و تأليفاتى در اين فنون دارد كه من از ميان آنها كتاب شرح اشعار ابو تمام او را با خط خودش ديدهام كه آن را به پايان نرسانده است » . معجم الادباء ، ج 17 ، ص 185 .
( 205 ) . ابو ريحان در كتاب استخراج الاوتار ، ص 14 ، از آن نام برده است .