68 . و مقالهاى در صفت علل گرماى موجود در عالم و اختلاف فصول سال ، در 45 ورق
69 . و مقالهاى در بحث از روش معروف و مذكور در كتاب آثار علوى « 196 » ، در 40 ورق
70 . مسائل بلخيه در معانى كه متعلق به انكسار صناعت است ، در 70 ورق
71 . پاسخهايى كه به پرسشهايى كه از منجمان هند رسيده داده شده است ، در 120 ورق
72 . پاسخهاى مسائل دهگانهء كشميريه « 197 »
و دربارهء آنچه به احكام نجوم مربوط است نوشتم :
73 . كتاب تفهيم در مبادى علم نجوم
74 . و مقالهاى در تقسيط قوا و دلالات ميان اجزاء خانههاى دوازدهگانه ، در 15 ورق
75 . و مقالهاى در حكايت روش هندوان در استخراج عمر
76 . و مقالهاى در سير سهم السعاده و سهم الغيب « 198 »
77 . راهنماى تصحيح مبادى كه مشتمل بر نمودارات « 199 » است ، در 50 ورق
78 . و مقالهاى در روشن ساختن رأى بطلميوس « 200 » در مورد سالخداه « 201 » ، در 7 ورق
هامش
( 196 ) . مقصود ، كتاب الآثار العلوية ارسطوست كه از قديم زمان مورد توجه دانشمندان بوده است و از قديمترين آنان مىتوان حنين بن اسحاق را نام برد كه كتابى از او تحت عنوان جوامع ابى زيد حنين بن اسحق العبادى لكتاب ارسطوطاليس فى الآثار العلويّة باقى مانده كه با ترجمه و مقدمه به زبان آلمانى ، به وسيلهء هانس دايبرHans ) ( Daiber، در سال 1975 م . در آكسفورد چاپ شده است .
( 197 ) . اين پرسشهاى دهگانه به وسيلهء سياوپل كشميرى ، كه ابو ريحان زيج كندكانك عربى را براى او ساخته است ، به عمل آمده است . ماللهند ، ص 512 .
( 198 ) . ابو ريحان فصلى از كتاب التفهيم خود را تحت عنوان « در سهمهاى مشهور » آورده و هريك را در جدولهاى مخصوص به تفصيل شرح داده است . التفهيم ، صص 437 - 460 . اين رساله با ترجمهء انگليسى و تحقيق در مطالب آن در مجلهء تاريخ العلوم العربية و الاسلامية ، ج 1 ، 1984 م . صص 9 - 54 چاپ شده است .
( 199 ) . كلمهء « نموذار » معرّب « نمودار » فارسى است . ابن ابى اصيبعه از جملهء كتابهاى كنكه هندى كتاب النموذار فى الاعمار او را ياد مىكند . عيون الانباء ، ص 473 . بيرونى در كتاب آثار الباقية اشاره به نمودارات و بطلان آن كرده و سپس گويد : « ما كتابى مفرد دربارهء اجناس و انواع نمودار خواهيم نگاشت كه همهء مطالب را در بر داشته باشد و حقى در آن پوشيده نماند » . ص 295 . و در التفهيم گويد : « و منجمان از بهر آنك اندر تخمين و حزر كردن وقت كم خلاف اوفتد اندر برج طالع چون به پرسيدن آگاهى دهند و احتياط كرده آيد و لكن محتاجند به درجهء طالع ، پس راهها كردند و نامشان نمودار كردند كه بدان درجهاى بيرون آيد و چنان گيرندكى او درجهء طالعست و از نمودارها نمودار بطليموس بيشتر به كار دارند و همى گويند كه اگر ازو درجهء طالع بيرون نيايد آن درجه بيرون آيد كى از پس درجهء طالع بود كه اولاتر است به دليل گرفتن . و راه اين نمودار آن است كه جهد كنى به باريك كردن آنوقت كى تو را دهند به تخمين . » التفهيم ، ص 532 .
( 200 ) . قفطى مىگويد : « بطليموس ، صاحب كتاب مجسطى و غير آن در علوم رياضيه ، امام و مقتدا و از كمّل فضلاى يونان است . . . و نمىدانم كسى را كه بعد از وى متعرض تأليفى مانند تأليف او كه موسوم است به مجسطى شده باشد يا درصدد معارضهء او آمدن توانسته باشد ، بلكه بعضى متوجه شرح و بيان آن شدهاند ، مثل فضل بن حاتم نيريزى ، و بعضى آن را اختصارى كردهاند ، مثل محمد بن جابر بتّانى و ابو ريحان بيرونى خوارزمى - مصنف قانون مسعودى كه تأليف نموده آن را براى مسعود بن محمود بن سبكتكين . » تاريخ الحكماء ( ترجمهء فارسى ) ، ص 135 .
( 201 ) . ابو ريحان دربارهء سالخداه چنين گويد : « او اندر تحويل سال عالم آن كوكب است كى به طالع باشد و يا به -