61 . كتابى در تحقيق منازل ماه ، در 180 ورق
62 . در فحص از نوادر ابو حفص عمر بن فرخان ، در 240 ورق
63 . و مقالهاى در نسبت ميان حجم فلزات و گوهرها « 193 » ، در 30 ورق
64 . و مقالهاى در استخراج اوتار دايره با خواص خط منحنى در آنها « 194 » ، در 80 ورق
65 . يادآورى دربارهء مساحت براى مسافر بيابانگرد
66 . و مقالهاى در نقل خواص شكل قطاع « 195 » به آنچه از آن بىنيازى حاصل مىشود ، در 20 ورق
67 . و مقالهاى در اينكه لوازم تجزّى مقدارها تا بىنهايت در مستبعد بودن نزديك است به امر دو خط كه به هم نزديكند و باهم برخورد نمىكنند ، در 10 ورق
هامش
- صنعت آلات ارصاد خبير و عالم ، در دولت آل بويه و ايام عضد الدوله و بعد از آن براقران تفوق و تقدم بر وى مسلّم بود . » تاريخ الحكماء ( ترجمهء فارسى ) ، ص 478 . ابو ريحان احترامى فراوان نسبت به ابو سهل كوهى داشته ، چنان كه او را از شمار « المبرّزون من اهل زماننا » ياد كرده است . قانون مسعودى ، ص 297 .
( 193 ) . ابو الحسن على بن محمد الخازن در آغاز كتاب ميزان الحكمهء خود اشاره به كتاب ابو ريحان كرده ( ص 8 ) و فصلى از كتاب خود را تحت عنوان « فى النسب بين الفلزات و الجواهر » آورده و در اين فصل فقراتى از كتاب ابو ريحان را ذكر كرده است . او در همين قسمت از اهميت اين موضوع ياد مىكند و مىگويد : « اين مسئله ميان يونانيان جارى بوده و ما فقط از اثرى كه مانالاوس تأليف كرده آگاهى داريم و از متأخران ، سند بن على و يوحنا بن يوسف و احمد بن فضل بخارى و محمد بن زكرياى رازى دراينباره رسالهاى به رشتهء تحرير درآوردهاند » . ميزان الحكمة ، صص 55 - 56 .
ابو القاسم عبد اللّه كاشانى در كتاب خود اشاره به كتاب ابو ريحان كرده و چنين مىگويد : « ابو ريحان در اين باب نظر تيز كرده است و رنجها برده ، چه به طريق گداز و چه به آب امتحان كرده » . عرائس الجواهر ، ص 219 .
( 194 ) . اين كتاب در مجموعهء رسائل بيرونى ، صص 1 - 226 ، در سال 1367 ، در حيدرآباد دكن به طبع رسيده است .
در آغاز اين كتاب بيرونى به اهميت اين موضوع پرداخته و به مخاطب خود مىگويد : « چون من به تصحيح دعوى پيشينيان از يونانيان در انقسام خط منحنى در هر قوسى به وسيلهء عمودى كه نازل بر آن است مولع بودم ، تو مرا با لفظ محمد بن زكرياى رازى به « فضول هندسه » منسوب داشتى درحالىكه رازى حقيقت معنى فضول را درك نكرده كه آن زيادت بر كفايت در هر چيزى است . اگر او به اين معنى واقف گشته بود درمىيافت كه خود مرتكب فضول وسوسه شده است كه با آن دلهايى را كه متجافى از ديانت است فاسد ساخته است » . بيرونى سپس به ذكر فوايد دانش هندسه مىپردازد و از جمله مىگويد : « فايدهء هندسه منحصر به اين نيست كه با اجناس واقع در تحت كميات به معرفت آنچه مورد احتياج ماست از مذروع و مكيل و موزون نايل شويم ، بلكه بهواسطهء تدرّب در آن مىتوانيم از معالم طبيعى به معالم الهى ارتقا يابيم كه وصول آن براى هركس به آسانى ميسر نيست » . ص 3 .
( 195 ) . ابو ريحان خود آن را چنين تعريف مىكند : « او از چهار دايرهء بزرگ بهجاى آيد كه هر دوى ازيشان بر يك نقطه به هم آمده باشند ، و همچنان بود چون سرانگشت ميانگى از هر دو دست يكى بر ديگرى نهى و هر دو سرانگشت غماز بر ميانگاه انگشت ميانگى بنهى ، نمودهء او آيد » . التفهيم ، ص 32 .