تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه متون و مقالات در تاريخ و اخلاق پزشكى در اسلام و ايران ( فارسى ) — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦
23 . و مقالهء ديگرى در تعيين شهرها از روى عرض و طول آنها ، هر دو در 20 ورق 24 . و مقاله‌اى در استخراج اندازهء زمين با اندازه گرفتن انحطاط افق « 179 » از قلهء كوهها ، در 60 ورق 25 . دربارهء غروب خورشيد در منارهء اسكندريه « 180 » ، در 40 ورق 26 . در اختلاف تقسيم اقليمها ، در 20 ورق 27 . در اختلاف فاضلان در استخراج عرض و ميل 28 . و كتاب پاسخها و پرسشها در اصلاح سمت قبله ، در 30 ورق 29 . و روشن گردانيدن دليلها بر كيفيت سمت قبله « 181 » ، در 25 ورق
هامش
- بدانستند به اشتياق نفس چنان يافتند كه از يكى ربع از دو ربع شمالى نفزود ، پس او را ربع معمور و ربع مسكون نام كردند » . التفهيم ، ص 166 . ( 179 ) . ابو ريحان مىگويد : « آفتاب يا ستاره يا هركدام نقطهء مفروض كه نهى و بر وى و بر قطب افق دايرهء بزرگ به وهم بگذارى ، ارتفاع آن چيز قوسى بود كه از اين دايره ميان او و ميان افق افتد و هميشه عمودى بود بر افق ايستاده و تمام اين ارتفاع آن قوس بود كه از سمت الرأس كه يكى قطب است از آن افق تا بدان چيز افتد و اگر او زير افق باشد و همان دايره بر وى انديشى آن قوس كه ميان او و ميان افق افتد از اين دايره انحطاطش خوانند . » التفهيم ، ص 181 . ( 180 ) . عبيد اللّه بن يحيى بن خاقان ، وزير متوكل ، زمانى كه در اسكندريهء مصر بود چنين پنداشت كه بايد افطار نكند تا وقتىكه خورشيد از همهء اقطار زمين غروب كند ؛ از اين روى ، مردى را فرمان داد تا بالاى منارهء اسكندريه رود و سنگى همراه خود داشته باشد و هرگاه ناپديد شدن خورشيد را ديد سنگ را به پايين افكند . او اين عمل را انجام داد و سنگ بعد از نماز عشاى ديگر به زمين رسيد و عبيد اللّه افطار خود را در آن زمان كرد و وقتى هم كه به سر من راى رفت در همين وقت افطار كرد . التنبيه و الاشراف ، ص 42 . مسعودى پس از نقل داستان فوق اشاره به جاهل بودن عبيد اللّه به امر شرق و غرب مىكند . چه آنكه نزد دانشمندان آن زمان مسلم بوده كه زمين كروى است و طلوع و غروب خورشيد و ساير ستارگان در همهء نواحى زمين در يك وقت نيست ، بلكه طلوع آنها در نواحى شرقى زمين پيش از طلوع آنهاست در نواحى غربى ، و غروب آنها در نواحى شرقى نيز پيش از غروب آنها در نواحى غربى است . جوامع علم النجوم ، فرغانى ، ص 11 . ( 181 ) . شناخت جهت قبله از مسائل مورد بحث دانشمندان بوده است . ابو اليسر به زودى رساله‌اى تحت عنوان فى سمت القبلة دارد و در آن مىگويد كه جهت قبله فقط با حساب رياضى بايد تعيين گردد و فقها به احاديث ضعاف همچون « القبلة ما بين المشرق و المغرب » و « لا تستقبلوا القبلة عند الخلا و لا نستدبروها و لكن شرّقوا او غرّبوا » استناد كرده‌اند و در اين مورد به اشتباه افتاده‌اند . او در همين مورد از جد خود ، ابو محمد عبد الكريم بن موسى ، ياد مىكند كه در سفر خود توجه به اين اشتباه پيدا كرد و در مراجعت از حج ، قبلهء مسجد خود را به سمت راست مصلا تغيير داد . مجلهء تاريخ العلوم العربية ، ج 7 ، شماره‌هاى 1 و 2 ، 1983 م . صص 34 - 37 . نصر بن عبد اللّه المهندس در آغاز رسالهء خود موسوم به استخراج سمت القبلة ، سبب تأليف رساله را چنين ياد مىكند : « ضرورت ايجاب مىكند كه مردم اقدام به ساختن شهرها و ساختن مسجدها كنند و همچنين نيازمندند كه سمتى را كه بايد محراب را بدان سمت بسازند بدانند ، به جهت آنكه -