200 ورق .
16 . و براى او نيز ، هنگامى كه بحث از تسويهخانهها كرد ، كتابى در به كار بردن دواير سمتها « 176 » ، براى استخراج مراكز خانهها ، نوشتم در بيشتر از 100 ورق .
17 . و براى يكى از منجمان گرگان مقالهاى در طالع قبهء زمين و حالات ثوابت عرضدار نوشتم ، در 30 ورق .
18 . و مقالهاى كوچك در اندازهگيرى مقدار شب و روز در تمام روى زمين براى شناساندن يك روز بودن سال تحت قطب نوشتم ، بدون آوردن شكل .
سپس ، دربارهء آنچه به طول و عرض شهرها « 177 » و سمتهاى هريك نسبت به ديگرى مربوط مىشود كتابهاى زير را نوشتم :
19 . اندازهگيرى نهايات اماكن براى اصلاح مسافات مساكن ، در 100 ورق
20 . و كتاب تهذيب گفتارها در اصلاح عرضها و طولها ، در 200 ورق
21 . و كتاب تصحيف آنچه از عرض و طول نقل شده ، در 40 ورق
22 . و مقالهاى در اصلاح طول و عرض جاهاى آبادان از زمين « 178 »
هامش
- اشيا پيدا مىآيد و به رطوبت جليدى چشم منطبع مىگردد ؛ بحثى فلسفى است كه به مباحث نفسانى تعلق دارد ؛ اما ، بحث از نور موجود و آنچه به آن نور و عدم آن تعلق دارد كه ظل عام و ظل خاص ناميده مىشود از تعاليم رياضى به شمار مىآيد كه مورد عنايت كسانى است كه استناد به دين و اعتضاد به مناهج صراط مستبين دارند ، همچون شيخ ابو الحسن مسافر بن حسن كه به اين اوصاف متحلى و به معرفت اوقات نماز مولع است . ابو ريحان سپس توفيق شيخ و همچنين كوشش خود را در تحصيل رضايت او از خداوند خواستار مىگردد . صص 1 - 2 .
اين شيخ ابو الحسن مسافر همان كسى است كه بيرونى كتاب تهذيب فصول فرغانى را براى او تأليف كرده است . ص 32 .
كتاب افراد المقال فى امر الظّلال به زبان انگليسى ترجمه و در سال 1976 م . به وسيلهء دانشگاه حلب چاپ شده است .
( 176 ) . ابو ريحان مىگويد : « آن نقطهء تقاطع كه افق را با دايرهء ارتفاع آفتاب يا ستاره افتد او را سمت خوانند ، اى برابرى او . آنگه دورى اين سمت اگر از خط اعتدالگيرى بعدش از خط نصف النهار تمام سمت خوانند و اگر از مركز دايرهء هندوى بر ميانگاه سايهء قطرى بيرون آرى آن سر قطر كه سوى آفتاب يا ستاره بود سمتش باشد و آن سر قطر كه سوى سر سايه بود نظير سمت باشد . » التفهيم ، ص 183 .
( 177 ) . ابو ريحان استخراج طول و عرض بلاد را در كتاب تحديد نهايات الاماكن به تفصيل بيان كرده است . صص 63 و 156 .
( 178 ) . ابو ريحان دربارهء نهاد معموره كه آبادانى زمين است چنين گويد : « سطح معدل النهار مر زمين را به دو نيم كند وز آن بريدن او دايرهاى باشد بر زمين ، نام او خط الاستواست ، و يكى نيمهء زمين به شمال بود و ديگر به جنوب .
اگر دايرهء بزرگ بر روى زمين به وهمگيرى چنانك بر قطب خط الاستوا بگذرد ، اين دايره هريكى را از آن دو نيمهء زمين به دو نيم كند و جملهء زمين چهار يكها شود ، دو از آن شمالى و دو جنوبى و آبادانى زمين آن كسان كه -