تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه متون و مقالات در تاريخ و اخلاق پزشكى در اسلام و ايران ( فارسى ) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
از جهت مواد موجود نزد آنان بوده ، پس همچنان است كه ياد شد ، ولى آن مواد هرگاه مختص جايى باشد و اهل آنجا به آن مواد و كيفيات آنها بيناتر باشند برحسب آنچه تجارب و اتفاقات به مرور روزگار آن را آشكار مىسازد ، پس اگر باوجود اين ذكاوت و هوش به آنان داده شود صناعات نزد آنان بروز مىكند ، خواه پزشكى باشد و خواه جز آن . و برترى در قريحه و همت و كوشش در ميان امتها موجود است و سبب آن به عنايت خداوند به بندگان برگزيده‌اش و آبادان ساختن عالم به آنان بازگشت مىكند . و در ميان امتهايى كه شمرده شد برخى سزاوار به اندوختن همت علوم بر آنان نيستند ، و اين به اهل بابل مناسب‌تر است . طب و فلسفه را در قديم علوم كلدانيان « 164 » مىخواندند ؛ زيرا ، كلواذى و بابل از هم دور نيستند و علم نجوم در اين دوجا غالب است ، و بدين سبب آنان گاهى ساحران و گاهى اصحاب طلسمات خوانده شده‌اند . و در كتاب اخبار ياد شده كه اين علوم در زمان افحاطس ، ششمين پادشاه مصر ، به مصر نقل شده و پادشاهى او نزديك هزار و هشتصد سال از تاريخ اسكندر مقدم است . و برخى پنداشته‌اند كه ناقل اين علوم هرمس مثلث به حكمت است « 165 » ، و بدين سبب ستاره‌شناسى بر اهل آنجا غالب است و طالس ملطى از ايشان است ، و اما داستان نوا و آهنگ تأثير آنها در نفوس آشكار است و بسا كه بدنها به سبب مجاورت از آنها تا حدى بهره‌ور مىشوند ، ولى بهتر آن است كه تسكين‌دهنده ناميده شوند تا درمان‌كننده . سپس برمىگرديم به كسانى كه به قدم عالم قايل هستند و مىگوييم : آنان در علوم و صناعات نيز به قدم معتقدند كه عالم هرگز از آنها خالى نبوده است ؛ ولى ، كسانى كه در اين موضوع گمراه نگشته‌اند مىگويند كه اين علوم و صناعات گاهى بالقوه و گاهى بالفعل بوده است . و اين بدان‌جهت است كه گاهى بر امتها احوالى عارض مىشود كه به نابودى و ويرانى مانندگى دارد ، چنان‌كه مردم مىميرند و خانه‌ها از عمارت خالى مىماند هرچند كه آنان به كلى فانى نگشته‌اند . سپس ، از بازماندهء آنان كسانى پرورش مىيابند كه اگر در احوالشان درنگ شود در
هامش
- شفا مىبخشيدند و آلتى را به كار مىبردند كه « لورا » و « زمر » ناميده مىشد » . مفتاح الطب ، ص 56 . علاء الدين كحال مىگويد : « حكايت شده است كه در جزيرهء اندلس پزشكانى هستند كه با موسيقى آشنايى دارند . آنان نبض بيمار را مىگيرند و نغماتى كه مناسب حال اوست مىنوازند و با اين عمل ، بسيارى از دردهاى بيمار را از بين مىبرند . » الاحكام النبوية فى الصناعة الطبية ، ج 2 ، ص 32 . ( 164 ) . اما علم نجوم ، آغاز امر آن از بابل بوده از جهت كلدانيان ، و اين پيش از زمان ابراهيم - صلوات اللّه عليه - بوده است و سبب آن اين بوده كه آنان به كشاورزى و دريانوردى روى آورده بودند و هر دو نيازمند به علم نجوم است ، و آنچه آنان را بر اين امر كمك كرد صافى هوا و لطافت طبع و روشنى فكر و سبكى روح آنان و كمى باران و ابر در بلاد آنان بوده است . صوان الحكمة ، ص 12 . ( 165 ) . مجريطى مىگويد : « هرمس را صابيان اطرس مغيسطس( Trismegistus )مىخوانند ، يعنى مثلث در حكمت ؛ زيرا ، او فرشته و پيغمبر و حكيم بوده . » غاية الحكيم و احق النتيجتين بالتقديم ، ص 225 .