تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه متون و مقالات در تاريخ و اخلاق پزشكى در اسلام و ايران ( فارسى ) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨
هشتصد و پانزده سال است . و كجا نفس بر اين مطلب پايدار مىماند و دل آرام مىگيرد ؟ و حال آنكه جالينوس گفته است كه او در زمان هدريانوس ، پادشاه روم ، و آغاز روزگار او كتابى در تشريح « 150 » ، به روش كتاب مجسطى ، ساخته است و كتابهاى اخبار با سال 428 از تاريخ اسكندر موافقت دارند ، و اين از زمانى كه اسحاق مرگ جالينوس را وقت‌گذارى كرده متأخر است . و عجيب‌تر از اين داستانى است كه جالينوس در كتاب اخلاق النفس « 151 » دربارهء خريدارى بتى « 152 »
هامش
- معتقد بوده كه بقراط خود از پيشينيان پزشكى را اخذ كرده است . تاريخ الاطباء ، اسحاق بن حنين ، در مجلهء اورينس ، شمارهء 7 ، 1954 م . ، ص 61 . ( 150 ) . اين همان كتاب است كه در سال 1906 م . در شهر لايپزيك ، از بلاد آلمان ، تحت عنوان كتاب جالينوس فى عمل التشريح ما لم يبق منه فى اللّغة اليونانية ، در دو مجلد ، چاپ شده است . جلد 1 ، متن عربى و جلد 2 ، ترجمهء آن به زبان آلمانى است كه به وسيلهء ماكس سيمون( Max Simon )صورت گرفته و به نامAnatomie Des Galenمشهور است . جالينوس در اين كتاب با عبارت زير اشاره به حريق معبد ايرينى و سوخته شدن كتاب التشريح خود كرده است : « و . . . و لانّه قد وقع لى ثقل آخر عظيم بعد الثقل الذى تقدّم و ذلك انّ بعد كتبى مقالات كتاب عمل التشريح لما قاربت الفراغ منها عرض ان وقع ذلك الحريق العظيم الذى احترق فيه هيكل ايرينى و بيوت كثيرة من بيوت الملك و بيوت الخزائن فى الشّارع الاعظم الّتى فيها كانت تلك المقالات فى عمل التشريح موضوعة مخزونة مع سائر كتبى الاخر كلّها حتّى لم يبق من كتبى شىء اصلا خلا ما قد كان تقدّم دفعى ايّاه الى الناس فيتناسخونه » . فى عمل التشريح ، ج 1 ، ص 135 . ( 151 ) . حنين بن اسحاق مىگويد كه اين كتاب در چهار مقاله است و غرض جالينوس در آن اين است كه اخلاق و سببها و دليلهاى آن را توصيف كند . رسالهء حنين ، شمارهء 119 . اصل يونانى كتاب اخلاق جالينوس از بين رفته ولى ترجمهء عربى آن در اختيار مسلمانان بوده است و دانشمندان اسلامى ، مانند ابو ريحان و مسعودى و سجستانى و قفطى و ابن ابى اصيبعه و ديگران ، از آن نقل قول كرده‌اند . اكنون ترجمهء كامل عربى اين كتاب در دست نيست و فقط تلخيصى از آن موجود است كه آن را پول كراوس تحت عنوان « مختصر كتاب الاخلاق لجالينوس » در مجلهء دانشكدهء ادبيات قاهره ، جلد 5 ، جزء 1 ، سال 1937 م . ، صص 1 - 24 با مقدمه‌اى تحقيقى چاپ و منتشر كرده است . اس . ام . استرن( S . M . Stern )طى مقاله‌اى فقراتى از اين كتاب را كه قدامة بن جعفر در نقد النثر ، و ابو الحسن طبرى در المعالجات البقراطية ، و موسى بن عذار در الحديقة فى معنى المجاز و الحقيقة ، و مروزى در طبائع الحيوان نقل كرده‌اند آورده است . مجلهء كلاسيك فصلى ، اكسفورد : 1956 م . ، صص 91 - 101 . ( 152 ) . بيرونى در كتاب ماللهند اين داستان را چنين مىآورد كه « در زمان قومودس قيصر ، كه در پانصد و اندى پس از اسكندر مىزيسته ، دو مرد نزد بت‌فروشى مىآيند تا بت « هرمس » را از او بخرند . يكى از آنان مىخواست آن را در معبدى نصب كند تا يادبودى از هرمس باشد و ديگرى مىخواست آن را بر روى قبرى نهد تا يادبود مرده در گور باشد . اين دو باهم اتفاق نداشتند و اين امر را به فرداى آن روز موكول كردند . بت‌فروش در آن شب به خواب ديد كه گويى بت با او سخن مىگويد و با او چنين خطاب مىكند : اى مرد فاضل ! من ساختهء تو هستم و با دستان تو صورتى يافته‌ام كه منسوب به ستاره‌اى است ، ديگر نشانى از سنگ بودن در من نيست و من الان به عنوان ستارهء عطارد شناخته شده‌ام . حال ، ببين كه مىخواهى مرا يادبود چيزى قرار دهى كه فاسد نمىشود و يا چيزى كه فاسد مىشود » . ماللهند ، ص 95 .
مجموعه متون و مقالات در تاريخ و اخلاق پزشكى در اسلام و ايران ( فارسى ) — صفحة 188 | مهدى محقق