176 . در اينكه كسى كه مبرّز در همهء علوم باشد وجود ندارد « 127 »
177 . در رد آنان كه به تحريم كسب و پيشهها معتقدند « 128 »
178 . در حكمت نرد
179 . در عذر كسى كه به شطرنج اشتغال ورزيده است « 129 »
180 . در اينكه چيزى نمىتواند جاى مسكر را بگيرد
181 . در شرف چشم « 130 »
هامش
( 127 ) . شايد رازى در اين رساله توجه به جالينوس داشته است كه او خود را مبرز در طب و فلسفه و اجزاء آن دو علم مىدانسته ، درحالىكه در فلسفه قصير الباع بوده است و اشاره به اين موضوع گاهگاه طى كتب ديده مىشود .
از جمله ، ابو الفرج بن الطيب در شرح كتاب القياس به جالينوس مىتازد و مىگويد : « انّ الجالينوس و ان كان مبرّزا فى الامور الطّيبة فلا نسلّم له الامور المنطقية » . مقالة فى الشكل الرابع من القياس ابن الصلاح ( رشر ، جالينوس و قياس ) ، ص 76 . و همچنين ، ابن ميمون دربارهء او مىگويد : « و هذا جالينوس الغير محصّل الجاهل لأكثر ما يتكلّم فيه خارجا عن صناعة الطبّ » . « رد ابن ميمون بر جالينوس در فلسفه و علم الهى » مجلهء دانشكدهء ادبيات قاهره ، 1937 م . ، ج 5 ، جزء 1 ، ص 87 .
( 128 ) . رازى در آغاز كتاب الشواهد خود مىگويد كه او در كتاب شرف الصناعة قايلان به تحريم مكاسب را رد كرده است . ابن راوندى نيز كتابى داشته به نام فساد الدار و تحريم المكاسب ( فهرست ، ص 217 ) كه چنانكه از اسم آن برمىآيد در آن خانه نشستن و كسب را تحريم كردن نادرست و فاسد به شمار آمده است . طى كتب گاهگاه به اشاراتى برمىخوريم دربارهء كسانى كه قايل به تحريم مكاسب بودهاند . جاحظ مىگويد صوفى مسلمان كه اظهار عبادت و پارسايى مىكند ، از تنبلى ، كار را مبغوض مىشمارد و تحريم مكاسب را اظهار مىدارد . الحيوان ، ج 1 ، ص 220 .
( 129 ) . بازى شطرنج و نرد نزد برخى از فقها جزو قمار به شمار آمده و حرام است ، ولى اهل سنت آن دو را مكروه مىدانند . مختصر طحاوى ، ص 445 . رازى در رسالهء اول در حكمت نرد مىخواسته است ثابت كند كه فايدت و حكمتى در بازى نرد هست و در رسالهء دوم عذر مشتغل به شطرنج مىخواسته است عذر آنان را كه به شطرنج اشتغال دارند بيان نمايد . احتمال دارد كه رازى در اين رساله توجه داشته است به عذر آنان كه خود را به شطرنج مشغول مىداشتند تا در نظر عامه فاسق خوانده شوند و از تقليد قضا در زمان سلطان جائر بر كنار بمانند . چنانكه شعبى به منظور اينكه درخواست حجاج را مبنى بر قاضى شدن خود رد كند شطرنج مىباخت و معتقد بود كه خود را فاسق باز نمايد بهتر است از اينكه حجاج را در مظالم مسلمانان اعانت كند . عيون الانباء ، ص 424 .
( 130 ) . ابن ابى اصيبعه از آن به عنوان در برترى چشم بر ساير حواس ياد كرده است . عيون الانباء ، ص 424 .
اهميت چشم و برترى آن بر ديگر حواس موجب شده كه دانشمندان كتابهاى متعددى دربارهء تشريح آن و دردهاى آن و كيفيت درمان آن بنويسند كه از مهمترين آنها مىتوان اين كتابها را نام برد : دغل العين ، يوحنا بن ماسويه ؛ كتاب العشر مقالات فى العين ، حنين بن اسحاق ؛ كتاب البصر و البصيرة ، منسوب به ثابت بن قرّهء حرّانى ؛ كتاب النهاية و الكفاية فى تركيب العينين ، خلف طولونى ؛ تذكرة الكحّالين ، على بن عيسى ؛ المنتخب فى علاج امراض العين ، عمار بن على الموصلى ؛ تركيب العين و اشكالها و مداواة عللها ، على بن ابراهيم بن بختيشوع ؛ طب العين جبرئيل بن عبيد اللّه بن بختيشوع . مقدمهء كتاب العشر مقالات فى العين حنين بن اسحاق ، ماكس مايرهوف ، صص 6 - 14 .