تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه متون و مقالات در تاريخ و اخلاق پزشكى در اسلام و ايران ( فارسى ) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
172 . در رد بر رد الكيميائيّين محمد بن ليث رسائلى « 123 »

كفريات

173 . در نبوات و آن نقض اديان خوانده مىشود « 124 » 174 . در نيرنگ پيامبر نمايان و آن مخاريق پيمبران خوانده مىشود « 125 »

در فنون مختلف

175 . در آنچه كه از كتابهاى جالينوس استدراك كرده كه حنين در رسالهء خود ياد ننموده است « 126 »
هامش
- معادنها ناميده است و اين رساله را ابو بكر محمد بن زكرياى رازى فيلسوف ، صاحب كتاب منصورى در طب كه ده مقاله است ، رد كرده است و من عقيدهء كندى را فاسد مىدانم و معتقدم كه اين امر امكان‌پذير است و ابو بكر پسر زكريا را در اين باب تصنيفاتى است كه در هريك از آنها به نوعى از سخن ، دربارهء اين صناعت ، بحث كرده است » . مروج الذهب ، ج 4 ، ص 258 . ( 123 ) . از محمد بن ليث رسائلى و رد او بر كيميا نشانى به دست نيامد . قاضى عبد الجبار در كتاب تثبيت دلايل النبوة از شخصى به نام محمد بن الليث ( تثبيت دلائل النبوة ، ص 77 ) ، و همو در المغنى از شخصى به نام محمد بن الليث الكاتب نام برده است . المغنى فى ابواب التوحيد و العدل ، الجزء الخامس ، « الفرق غير الاسلامية » ، ص 77 . ( 124 ) . از كتاب فوق اثرى در دست نيست ، ولى برخى از دانشمندان بدان اشاره كرده‌اند . ابو حاتم رازى مىگويد كه او يعنى رازى ، با عقل مدخول و رأى مأفول خود كلامى در ابطال نبوت تصنيف كرده و اين بيهوده‌گوييها را در آن كتاب ياد كرده است . اعلام النبوة ، ص 34 . احتمال دارد اسماعيليه كه دشمن سرسخت رازى بوده‌اند اين كتاب را به دو نسبت داده‌اند ؛ چه آنكه عنوان كتاب شمارهء 138 با اين كتاب مباينت دارد . ( 125 ) . ابن ابى اصيبعه از اين كتاب بدين عنوان ياد مىكند : « كتابى كه در آن مىخواهد عيوب اوليا را آشكار بسازد » و سپس گويد : « من مىگويم اين كتاب اگر نوشته شده باشد - و خدا داند - چه‌بسا از اشرار كه معاند رازى بوده‌اند آن را ساخته و به دو نسبت داده‌اند و آنكه گمان مىبرد كه اين كتاب را رازى نوشته بد مىكند و گرنه رازى بزرگ‌تر از اين است كه به اين امر مبادرت ورزد و در اين معنى كتاب پردازد و حتى آنان كه رازى را نكوهش بلكه تكفير مىكنند - مانند على بن رضوان و ديگران - اين كتاب را به نام كتاب رازى در مخاريق الانبيا مىخوانند » . عيون الانباء ، ابن ابى اصيبعه ، ص 426 . ( 126 ) . مقصود از رسالهء حنين بن اسحاق رساله‌اى است كه بدين عنوان باقى مانده است : رسالة حنين بن اسحق الى على بن يحيى فى ذكر ما ترجم من كتب جالينوس بعلمه و بعض ما لم يترجم . او در اين رساله از صد و بيست و نه كتاب جالينوس كه از يونانى به عربى و سريانى ترجمه شده ، با ذكر مترجمان و حاميان آنان ، ياد مىكند . متن عربى اين رساله ، به ضميمهء ترجمهء آلمانى ، در سال 1925 م . به وسيلهء جى . برگشتراسر در لايپزيك چاپ شده است و ماكس مايرهوف مقاله‌اى تحقيقى دربارهء اين رساله به زبان انگليسى تحت عنوان « آگاهى تازه دربارهء حنين ابن اسحاق و زمان او » . نوشته كه در مجلهء ايزيس ، ج 8 ، سال 1926 م . صص 685 - 725 طبع شده است . ترجمهء كامل از اين رساله به زبان فارسى به وسيلهء نگارنده ( مهدى محقق ) صورت پذيرفته كه در كتاب بيست گفتار در مباحث علمى و فلسفى و كلامى و فرق اسلامى ، صص 365 - 416 ، آمده است .