تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه متون و مقالات در تاريخ و اخلاق پزشكى در اسلام و ايران ( فارسى ) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
164 . كتاب سر سرّ « 118 » 165 ، 166 . دو كتاب در آزمايشها 167 . رساله‌اى به فائن « 119 » 168 . آرزوى آرزوخواه 169 . رساله‌اى به وزير قاسم بن عبيد اللّه « 120 » 170 . كتاب تبويب « 121 » 171 . رد بر رد الكيمياء كندى « 122 »
هامش
- او تأليف كردم » . كتاب الاسرار ، ص 1 . ( 118 ) . ابن ابى اصيبعه آن را به عنوان كتاب سر الاسرار خوانده است . عيون الانباء ، ص 422 . رازى اين كتاب را نيز براى شاگرد خود محمد بن يونس نوشته و در آغاز كتاب الاسرار گويد كه كتاب مختصرى نيز به او هديه خواهم كرد و آن را سر الاسرار خواهم ناميد . الاسرار ، ص 1 . ( 119 ) . محيط طباطبايى احتمال مىدهد كه كلمهء « فائن » كه درست خوانده نشده « فاتك » باشد . اين فاتك غلام معتضد خليفه بود كه در سال 285 از طرف او متقلد اعمال موصل و جزيره و حدود شام و اصلاح آن ديار گرديد و علاوه بر اين امور ، بريد آن نواحى را به عهده داشت . فاتك در سال 296 مقتول گرديد . كامل ابن اثير ، ذيل حوادث سال 285 و 296 . و اين احتمال تأييد مىگردد بدانكه رازى نيز كتابى براى ابن ابى الساج كه از طرف معتضد والى آذربايجان و ارمينيه بوده تأليف كرده است . مأخذ پيشين ، ذيل حوادث سال 285 ؛ و همچنين رساله‌اى خطاب به وزير قاسم بن عبيد اللّه كه وزير معتضد بوده نوشته است . رساله ، شمارهء 169 . ( 120 ) . ابو الحسين بن عبيد اللّه بن سليمان بن وهب بن سعيد مسما به ولى الدوله در سال 288 ، پس از آنكه عبيد اللّه بن سليمان وفات يافت ، به وزارت معتضد منصوب گرديد . اين وزير در ايام مكتفى ، در سال 298 ، وفات يافت و به‌جاى او ابو احمد العباس بن الحسن بن احمد بن القاسم بن عبد اللّه بن ايوب به وزارت منصوب شد . تاريخ الاسرات الحاكمة ، زامباور ، ج 1 ، ص 7 . ( 121 ) . كراوس اين كتاب را با نام كتابى مشابه آن از جابر بن حيان مقايسه كرده است . كتاب جابر به صورتهاى مختلف : التبويب ، التنوير ، الترتيب ، التنويب ، التتويب ديده شده است و چون كتاب رازى در ابن نديم و بيرونى منقوط بوده ، كراوس صورت التبويب را براى كتاب جابر برگزيده است . جابر بن حيان ، كراوس ، ج 1 ، ص 23 . ( 122 ) . يعقوب بن اسحاق كندى ، معروف به « فيلسوف عرب » ، از دانشمندان معروف اسلامى است كه در سال 252 وفات يافته است . او داراى تأليفات متعددى بوده ، از جمله كتاب فوق كه ابن ابى اصيبعه از آن به عنوان الرد على الكندى فى ادخاله صناعة الكيمياء فى الممتنع ياد كرده است . عيون الانباء ، ص 422 . يعقوب بن اسحاق كندى كيميا را ممتنع مىدانسته و اعمال كيمياگران را خدعه و نيرنگى بيش نمىدانسته است . او كتابى به نام التنبيه على خدع الكيميائيين و كتاب ديگرى به نام فى ابطال دعوى من يدّعى صنعة الذهب و الفضّة داشته است . اخبار الحكماء ، قفطى ، صص 375 - 376 . و ظاهرا همين كتاب دوم است كه مورد رد و نقض رازى قرار گرفته است . مسعودى مىگويد : « يعقوب بن اسحاق بن صباح كندى رساله‌اى دربارهء كيميا در دو مقاله نوشته و در آن بيان داشته كه محال است مردم بتوانند آن چيزى را كه طبيعت بايد به تنهايى انجام دهد ، انجام دهند و نيز خدعه‌ها و حيله‌هاى اهل اين صناعت را آشكار ساخته و آن رساله را ابطال دعوى المدّعين صنعة الذهب و الفضة من غير -