152 . علل معادن ، و آن مدخل برهانى است « 107 »
153 . اثبات صناعت « 108 »
154 . كتاب سنگ « 109 »
155 . كتاب تدبير
156 . كتاب اكسير « 110 » ، در دو نسخه يافت شده است
هامش
- « بدانكه هر صناعتى را آلاتى است و آن آلات را نامهايى است كه اهل آن صناعت بدان آشنايند و ديگران ناآشنا ، و براى صناعت معروف به كيميا نيز آلات و عقاقيرى است كه اهل آن صناعت آن را مىدانند و ديگران بدان جاهلند و هركه خواسته باشد در قسمتى از اين صناعت وارد شود ناچار است كه نامهاى آن آلات و عقاقير و ذوات آنها و جودت و ردائت آنها را بداند » . رازى سپس مىگويد كه كتاب مدخل تعليمى را بهمنظور فوق نوشته و جويندگان اين صناعت بايد ، به ترتيب ، كتابهايى را كه او نام مىبرد بخوانند . مقدمهء المدخل التعليمى .
( 107 ) . رازى در آغاز المدخل التعليمى مىگويد : « جويندهء كيميا بايد پس از آموختن مدخل تعليمى نظر به مدخل برهانى افكند كه ما آن را علل المعادن ناميدهايم تا آنكه معرفت درستى به تكوين ارواح و اجساد و احجار و معادن به دست آورد » . مقدمهء المدخل التعليمى . دانشمندانى كه به تقسيم علوم پرداختهاند صناعت كيميا را از آن جهت كه از معدنيات بحث مىكند از علوم طبيعى به شمار آوردهاند . مفاتيح العلوم ، خوارزمى ، ص 128 .
( 108 ) . رازى مىگويد جويندهء علم كيميا بايد پس از علل المعادن نظر به كتاب اثبات الصنعة و الرّد على منكريها افكند . مقدمهء المدخل التعليمى . بنابراين ، در اين كتاب رازى به اثبات صنعت كيميا و رد منكران آن پرداخته است .
جابر بن حيان نيز كتابى در رد مبطلان صناعت به نام كتاب البرهان دارد كه اثبات الصناعة هم خوانده شده و خود دربارهء آن چنين گفته است : « و قد بيّنا ذلك فى كتاب لنا من المائة و الاثنى عشر يعرف بالرّد على من ابطل الصناعة و هو الكتاب المعروف بالبرهان و اثبات الصناعة » .
جى . روسكا( J . Ruska )كتاب فوق را با اثبات الصناعة رازى مقايسه كرده است . جابر بن حيان ، كراوس ، ج 1 ، ص 34 .
( 109 ) . رازى مىگويد پس از كتاب اثبات الصناعة ، كتاب الحجر بايد خوانده شود كه در آن هر چيزى يافت مىشود .
مقدمهء المدخل التعليمى . كراوس عبارتى از يك كتاب خطى نقل كرده كه در آن نشان داده شده كه رازى در تأليف كتاب الحجر خود از كتاب الاركان جابر متأثر شده است : « فحينئذ ترى الحيلة التى قدّمها فى كتابه المعروف بكتاب الحجر . . . على انه لم يذكر طريقة استاذه جابر بن حيّان فى وضع كتابه المعروف بكتاب الاركان الاربعة » .
جابر بن حيان ، كراوس ، ج 1 ، ص 105 .
طغرايى در كتاب مفاتيح الرحمة در چند جا از كتاب المجرّدات جابر نقل قول كرده و چنان نشان مىدهد كه رازى اين كتاب را انتحال كرده و كتاب الحجر خود را تأليف نموده است . از جمله در اين عبارت : « قال جابر رحمه اللّه فى الباب الاعظم من المجرّدات التى انتحلها ابن زكريا و زاد فيه و نقص و سمّاه كتاب الحجر » . جابر بن حيان ، كراوس ، ج 1 ، ص 31 .
( 110 ) . پس از كتاب التدبير اين كتاب بايد خوانده شود تا دانسته گردد كه با چه نيرويى و براى چه و چگونه دارو صبغت مىپذيرد : مقدمهء المدخل التعليمى . مجريطى دربارهء لفظ اكسير گويد : « و لفظة الاكسير معناها انّها القوة الكاسرة للقوى المغيّرة لها بالغلبة المحيلة لها الى جوهرها حتى تكون شبيهة به » . غاية الحكيم ، ص 8 .