139 . در وجوب دعا از راه دورانديشى
140 . رد بر سيسن ثنوى « 98 »
141 . رد بر شهيد در لغز معاد « 99 »
142 . در اينكه ممكن نيست كه عالم ازلا بر اين صورتى كه ما اكنون آن را مشاهده مىكنيم بوده باشد « 100 »
143 . در اينكه اختلاف ميان دهريان و موحدان به علت كوتاهى تقسيم در اسباب فعل است
144 . در استدراك برترى قايلان به حدوث اجسام بر قايلان به قدم اجسام
145 . در امام و مأموم
146 . در امامت « 101 »
هامش
( 98 ) . ابن نديم اين كتاب را تحت عنوان فيما جرى بينه و بين سيس المنّانى آورده است . سيس يا سيسن( Sisinnious )از شاگردان مانى بود كه بعد از وفات مانى بنا بر وصيت و تعيين او خليفهء كل مانويان گرديد و مقام او در بابل بود . ايران در زمان ساسانيان ، كريستن سن ، ص 224 . ابن نديم نام رسايلى از سيس را در كتاب خود آورده است . فهرست ، ص 233 .
( 99 ) . از ابن نديم و ابن ابى اصيبعه چنين برمىآيد كه رازى در اين رساله مىخواهد معاد را ثابت كند . بنابراين ، محتمل است كه اختلاف در نحوهء آن بوده است ، مانند روحانى و جسمانى بودن آن . برخى از دانشمندان رسالهاى در ابطال معاد به رازى نسبت دادهاند و در برخى از منابع ، دو بيت به رازى نسبت داده شده كه از آن انكار معاد استنباط گرديده است و آن دو بيت اين است :لعمرى لا ادرى و قد آذن البلى * بعاجل ترحال الى اين ترحالى ؟
و اين مكان النفس بعد خروجه * من الهيكل المنحلّ و الجسد البالى ؟( 100 ) . در رسائل اخوان الصفا فصلى است به عنوان « معنى گفتار حكما كه عالم قديم است يا محدث » و در آغاز اين فصل مىگويند : « اگر مقصود آنان از قديم اين باشد كه زمان درازى بر آن گذشته است گفتارشان درست است و اگر مرادشان اين باشد كه عالم ازلا ثابت العين بوده است ، بر صورتى كه اكنون است ، درست نيست ؛ زيرا ، عالم حتى يك چشم برهم زدن ثابت العين بر حالتى واحد نيست تا چه رسد به اينكه ازلا بر آن صورتى كه الان است باشد » . ج 1 ، ص 447 .
جوينى مىگويد كه « اصل معظم ملاحده بر اين است كه عالم ازلا بر اين صورتىكه اكنون بر آن است بوده است و دوران فلك ازلا قبل از دورهء ديگر بدون آغازى وجود داشته است و حوادث نيز ازلا در عالم كون و فساد يكى پس از ديگرى ، بدون آغازى ، بهوجود آمدهاند ؛ پس ، هر چيزى مسبوق به مانند خود است ، هر فرزندى مسبوق به پدر ، و هر كشتى مسبوق به تخم ( بذر ) و هر تخمى ( تخممرغ ) مسبوق به مرغ است » . الارشاد ، ص 25 .
( 101 ) . ابن ابى اصيبعه دو كتاب به رازى نسبت داده كه با دو كتاب فوق قابل تطبيق است : يكى به نام در امام و مأموم حقور ، و ديگرى در آثار امام فاضل معصوم . عيون الانباء ، ص 426 . مسئلهء امامت در زمان رازى در ميان متكلمان ، خاصه دانشمندان معتزلى ، مسألهاى رايج بوده و كتابهاى بسيارى در اين زمينه تأليف گشته است . دنبالهء اين مسئله از قرن چهارم به قرن پنجم كشيده شد و قاضى عبد الجبار معتزلى قسمت مهمى از دائرة المعارف كلامى -