133 . در گوهرهايى كه جسم نيستند « 94 »
134 . نقض كتاب الوجود از منصور بن طلحه « 95 »
135 . در خوابهاى ترساننده « 96 »
136 . در اينكه حركت دانستنى است و ناديدنى
الهيات
137 . در اينكه آدمى را آفرينندهاى استوار كار و داناست
138 . در لزوم دعوت پيغمبر بر رد آنكه بر نبوات خرده گرفته است « 97 »
هامش
- را ، به آنان نسبت مىدهد و سپس مىگويد محمد بن زكرياى رازى بر اين مذهب بوده است ولى او بهجاى « ابليس » ، « نفس » را نهاده است و به قدماى خمسه معتقد شده است . اغاثة اللهفان ، ج 2 ، ص 241 .
( 94 ) . يعقوب بن اسحاق كندى رسالهاى تحت عنوان فى انّه جواهر لا اجسام دارد . محمد عبد الهادى ابو ريده ، مصحح كتاب ، كلمهء « توجد » را براى مزيد بيان به عنوان كتاب افزوده و آن را به نام فى انّه توجد جواهر لا اجسام خوانده است . رسائل الكندى الفلسفية ، ج 1 ، ص 262 . بنابراين ، اينكه ابن ابى اصيبعه كتاب رازى را فى جواهر الاجسام ( عيون الانباء ، ص 427 ) خوانده درست به نظر نمىآيد . كندى در اين رساله مىخواهد ثابت كند كه جوهرهايى يافت مىشود كه جسم نيست ، يعنى غير مادى است و پس از اقامهء استدلال بدين نتيجه مىرسد كه آن جوهرى كه جسم نيست نفس است . از اين جهت ، مىتوان حدس زد كه رازى در اين كتاب دربارهء چه مطلبى بحث كرده است .
( 95 ) . منصور بن طلحة بن طاهر بن الحسين كه عبد اللّه بن طاهر او را « حكم آل طاهر » مىخوانده از دانشمندانى است كه آثار مشهورى در فلسفه ، از جمله كتابى دربارهء هستى تحت عنوان كتاب الوجود ، داشته است . فهرست ، ابن نديم ، ص 117 . او در علم فلك چيرهدست بوده و كتابى به نام الابانة عن افعال الفلك نوشته است و ابو ريحان بيرونى در يكى از مباحث عقيدهء او را نقل كرده است . قانون مسعودى ، ج 1 ، ص 364 .
( 96 ) . ارطاميدورس افسسى( Artemidorus of EPhesus )كه در اواخر قرن دوم م . مىزيسته كتابى به نام تعبير رؤيا نوشته كه حنين اسحاق آن را از يونانى به عربى ترجمه كرده است . او در باب هفتم از مقالهء اول كتاب خود ، از دوگونه رؤيا بحث مىكند ؛ يكى رؤياى مذكّره كه در نتيجهء فكر دربارهء چيزى پيدا مىشود ، و ديگرى رؤيايى كه از جانب خداوند مىآيد . او ، در ضمن توصيف نوع دوم ، گويد كه آن خواب از خير و شرى كه در آينده واقع مىشود آگاهى مىدهد « فينذر بشىء من الخير و الشّر » . تعبير الرؤيا ، ص 32 . عبيد اللّه بن جبرئيل بن بختيشوع باب سى و نهم از كتاب خود را اختصاص به بحث رؤيا داده و گويد رؤيا بر سه قسم است : الهيه و طبيعية و جسمانية ، و در ضمن بيان قسم دوم گويد مانند آنكه كسى دچار بيمارى شده باشد و پزشك از درمان او درماند و بيمار يا پزشك داروى آن بيمارى را در خواب دريابند ، مانند آن زن مصرى كه شراب راسن را در خواب ديد و در بيدارى از آن نوشيد و درد او بر طرف گرديد و بدين جهت اين شراب را شراب الملائكه ( شراب فرشتگان ) ناميدند ؛ زيرا ، معتقد بودند كه فرشتگان او را آگاه كردهاند « لأجل اعتقادهم ان الملائكة انذرتها بذلك » . الروضة الطبية ، ص 55 .
( 97 ) . عنوان اين كتاب با كتاب او كه ذيل شمارهء 173 آمده مناقضت دارد . هرچند او آن كتاب را در نبوات ناميده و ديگران نقض الاديان خواندهاند ، ولى بيرونى در آغاز رسالهء خود از كتاب نبوات رازى به زشتى ياد مىكند .