120 . دلسوزى بر متكلمان « 85 »
121 . ميدان خرد « 86 »
122 . حاصل
123 . رسالهء راهنماى فهرست « 87 »
124 . قصيدهء الهى « 88 »
125 . در علت آفرينش درندگان
126 . شكوك بر پركلس « 89 »
127 . نقض كتاب تدبير « 90 »
هامش
( 85 ) . مقصود او متكلمان مذهب معتزلى است كه در زمان رازى نفوذ و قدرتى فراوان داشتند .
( 86 ) . ابن ابى اصيبعه از اين كتاب به عنوان ميزان العقل نام مىبرد . عيون الانباء ، ص 426 . كراوس كتابى به نام ميدان العقل از جابر بن حيان ذكر كرده و نسخههاى خطى آن را نشان داده است ؛ بنابراين ، رازى نام كتاب خود را از جابر اقتباس كرده و ابن ابى اصيبعه و ابن نديم ، به اشتباه آن را ميزان العقل خواندهاند . جابر بن حيان ، كراوس ، ج 1 ، ص 88 .
( 87 ) . رازى در اين كتاب فهرست آثار خود را نوشته است و گويا همين فهرست مورد استفادهء ابن نديم در نقل آثار رازى قرار گرفته است ؛ زيرا ، مىگويد : « ما الّفه الرّازى من كتب منقول من فهرسته » . فهرست . ص 299 .
( 88 ) . ابن ابى اصيبعه از آن به عنوان اشعار فى العلم الالهى تعبير كرده است . عيون الانباء ، ص 426 .
( 89 ) . رازى در مقالة فى ما بعد الطبيعة خود ، آنجا كه استدلالهاى ارسطو را مبنى بر عدم تناهى حركات عالم بيان مىكند ، در پايان استدلال دوم گويد : « اين شبيه به دليلى است كه برقلس( Proclus )به آن تمسك ورزيده و ما به اندازهء كافى در مناقضت آن سخن گفتهايم » .
ابرقلس يا برقلس هرچند افلاطونى بوده است ولى در مسئلهء قدم عالم جانب ارسطو را گرفته و حجتهايى بر آن اقامه كرده است . ابن نديم ضمن اخبار يحيى نحوى از كتاب او تحت عنوان الرّد على برقلس ثمان عشرة مقالة ياد مىكند ، فهرست ، ص 254 ، و قفطى از او به عنوان « القائل بالدهر » ياد كرده است . اخبار الحكماء ، ص 366 .
ترجمهاى از كتاب يحيى نحوى در دسترس مسلمانان بوده و دانشمندان اسلامى ، مانند بيرونى ، از آن نقل قول كردهاند . ماللهند ، صص 17 و 111 و 114 . اسحاق بن حنين نه دليل از دليلهاى برقلس را بر قدم عالم به عربى نقل كرده است . حجج برقلس فى قدم العالم ، منقول در افلاطونية المحدثة عند العرب ، عبد الرحمن بدوى ، صص 34 - 42 .
شهرستانى مىگويد برقلس كه منتسب به افلاطون بود در مسئلهء قدم عالم كتابى ساخت و شبهاتى ايراد كرد . او سپس هشت شبهه از برقلس نقل مىكند و آنگاه مىگويد در هريك از اين شبهات نوعى مغالطه است و بيشتر آن تحكم است و من كتابى مفرد ساختم و در آن شبهات ارسطو و تقريرات ابن سينا را بيان كردم و بر پايهء قوانين منطقى آن شبهات را نقض كردم .
از اينكه رازى در همين مسئله در مقالهء « فى ما بعد الطبيعه » اشاره به برقلس و نقض بر او كرده احتمال دارد كه در كتاب شكوك هم در همين مسئله به رد او پرداخته باشد .
( 90 ) . رازى خود كتابى به نام كتاب التدبير دارد كه جزو كتابهاى كيميايى او تحت شمارهء 155 ذكر خواهد شد و -