فلسفى و تخمينى
114 . كتاب كوچك در علم الهى بنا بر رأى سقراط « 79 »
115 . پاسخ او به انتقاد ابو القاسم بر او « 80 »
116 . كتاب بزرگ در علم الهى « 81 »
117 . در روشن ساختن اشتباه آنكه به علم الهى او انتقاد كرده است « 82 »
118 . در فلسفهء باستان « 83 »
119 . در انتقاد معتزليان و برحذر داشتن از آنان « 84 »
هامش
( 79 ) . رازى احترام زيادى براى سقراط قايل است و در كتاب السيرة الفلسفهء خود او را به عنوان « امامنا سقراط » ياد مىكند . رسائل فلسفيه ، ص 99 ، و مىكوشد تا ثابت نمايد كه از سيرهء او عدول نكرده و بدان سبب سزاوار نام فيلسوف هست . فيلسوف رى ، محمد بن زكرياى رازى ، ص 224 .
( 80 ) . مقصود ، ابو القاسم عبد اللّه بن احمد بن محمود بلخى كعبى ، رئيس معتزلهء بغداد ، است كه از شاگردان خياط بوده است . ابن ابى الحديد هنگام شرح خطبهء شقشقيهء حضرت على ( ع ) مىگويد كه « من بسيارى از اين خطبه را در تصانيف شيخنا ابو القاسم البلخى ، پيشواى بغداديان از اهل اعتزال ، ديدهام . او در زمان دولت مقتدر بوده و مدتى دراز ، پيش از آنكه شريف رضى به دنيا آيد ، زندگى مىكرده است . » شرح نهج البلاغه ، ج 1 ، ص 173 شبههء كعبى در انتفاى مباح در كتب اصول فقه مشهور است . معالم الاصول ، ص 76 . وفات او به اختلاف در سالهاى 318 و 319 و 320 ياد شده است . براى تفصيل احوال او رجوع شود به فيلسوف رى ، محمد بن زكرياى رازى ، صص 31 - 35 .
( 81 ) . اين كتاب از مهمترين و معروفترين كتابهاى رازى است كه در آن مباحث عقلى و فلسفى و جهانشناسى را مورد بحث قرار داده است . اين همان كتاب است كه ابن ميمون از آن به كتاب الهيات تعبير كرده است .
دلالة الحائرين ( ترجمهء انگليسى ) ، ص 441 . دانشمندان اسلامى از جمله مجريطى و صاعد اندلسى و ابن حزم و ناصرخسرو و ديگران از اين كتاب نقل قول كردهاند . براى تفصيل رجوع شود به كتاب فيلسوف رى ، محمد بن زكرياى رازى ، صص 260 - 289 .
( 82 ) . مقصود او ابو القاسم كعبى بلخى است كه پيش از اين به او اشارت رفت .
( 83 ) . فلسفهء قديمه ، كه گاهى از آن تعبير به فلسفهء طبيعيه مىشود ، در برابر فلسفهء مدنيه است . مسعودى مىگويد فلسفهء مدنيه به وسيلهء سقراط و افلاطون و ارسطو رواج يافت و اين فلسفه با فلسفهء اولاى طبيعى مباينت دارد ، و اين فلسفهء طبيعى همان است كه فيثاغورس و طالس ملطى و يونانيان عوام و صابيان مصرى ، كه بازماندهء آن در اين زمان صابيان حرّانى هستند ، بر آن بودهاند . مسعودى سپس از ارسطو نقل مىكند كه در كتاب الحيوان گفته است كه ، بيست سال پس از زمان سقراط ، مردم از فلسفهء طبيعيه به فلسفهء مدنيه متمايل گرديدند . التنبيه و الاشراف ، ص 101 .
صاعد اندلسى ، پس از اينكه عين مطلب بالا را نقل كرده است ، مىگويد گروهى از متأخران كتابهايى بنا بر مذهب فيثاغورس و پيروان او تأليف كردند و در آن فلسفهء طبيعيهء قديمه را يارى كردند و از ميان آنان ابو بكر محمد بن زكرياى رازى است . طبقات الامم ، ص 33 .
( 84 ) . از ايراداتى كه رازى بر بزرگان اهل اعتزال ، مانند جاحظ و بلخى و ناشى ، گرفته برمىآيد كه او با اهل اعتزال ميانهء خوبى نداشته و كتاب او در انتقاد و تحذير مؤيد اين مطلب است .